تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
از برادران ايرانى مينمايم بديهى است افتخار داعى به اين است كه مكّى و مدنى و محمّدى هستم ولى تعصب نژادى هم كه از آثار جهل و نادانى است در داعى راه ندارد . براى آنكه جدّ بزرگوارم خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با آنكه حفظ قوميّت و وطنيّت هر ملّتى را ملحوظ داشته و با جمله حب الوطن من الايمان هر قوم و ملتى را به وطن دوستى امر فرموده يكى از قدمهاى بزرگى كه براى اتحاد بشر و رفع هر نوع خيالات واهي از افراد آدميان برداشت آن بود كه تفاخرات نژادى و تعصّبات جاهلانه را بكلّى از بين برد و با يك نداى بلند رسا عالميان را متوجه بفرمودهء خود نمود كه لا فخر للعرب على العجم و لا للعجم على العرب و لا للابيض على الاسود و لا للاسود على الابيض الا بالعلم و التقى « 1 » و نيز براى آنكه امر بر مردمان عالم و متقى مشتبه نگردد كه از فرمودهء آن حضرت اتّخاذ سند كنند و از تواضع و فروتنى بر كنار روند و اظهار كبر و منيّت بر ديگران كنند فرمود انا من العرب و لا فخر و انا سيد ولد آدم و لا فخر « 2 » ما حصل معنى آنكه من با اينكه خود عرب و آقاى اولاد آدمم به اين نژاد و مقام بر سايرين فخر و مباهاتى ندارم و فخريه نمىكنم فقط فخريه پيغمبر به اين بود كه بندهء مطيع پروردگار است در مقام مناجات عرض ميكرد كفى بى فخرا ان اكون لك عبدا يعنى كفايت است مرا فخر و مباهاتى كه بندهء چون تو پروردگارى هستم خداوند متعال در آيه 13 سورهء 49 ( حجرات ) ميفرمايد
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
« 3 » فضل و شرف و كرامت را در تقوى قرار داده .
هامش
( 1 ) عرب را فخر و مباهاتى بر عجم و عجم را فخرى بر عرب و سفيد را بر سياه و سياه را بر سفيد فخر و مباهاتى نيست مگر بعلم و تقوى . ( 2 ) من از عرب و سيد و آقاى اولاد آدمم و به آن فخر نمينمايم . ( 3 ) اى مردم ما همهء شما را از مرد و زنى آفريديم و شعبه‌ها و فرق مختلفه گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد ( و بدانيد كه اصل و نسب و نژاد مايه افتخار نيست ) بلكه بزرگوارترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شما هستند .