ولايت آن حضرت بامر و راهنمائى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنگ ميزد .
سر سلسلهء آنها سلمان فارسى بوده كه واجد جميع درجات و مراتب ايمان گرديد تا آنجا كه خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنابر آنچه علماى فريقين نوشتهاند درباره او فرمود سلمان منا اهل البيت يعنى سلمان از ما اهل بيت است از همان اوان معروف شد بسلمان محمّدى و اين سلمان از شيعيان خالص و علاقهمند بولايت آن حضرت و از مخالفين جدّى سقيفه بود كه پيروى از او به حكم حديث منقوله در كتب شما طريق هدايت است .
از جهت آنكه آيات قرآن مجيد و بيانات رسول اللّه را درباره آن حضرت شنيده بود و به عين اليقين فهميده بود كه اطاعت على اطاعت خدا و پيغمبر است زيرا كه مكرر از رسول اكرم ميشنيد كه ميفرمود من اطاع عليا فقد اطاعنى و من اطاعنى فقد اطاع اللّه و من خالف عليا فقد خالفنى و من خالفنى فقد خالف اللّه « 1 »
و نيز هر ايرانى كه بمدينه رفته و مسلمان گرديده چه در زمان پيغمبر و چه در ازمنهء بعديّه در اطاعت و سلك آن حضرت وارد مىشد .
به همين جهت خليفهء ثانى سخت عصبانى گرديده براى آنها محدوديتهائى قائل شد ! كه همان محدوديتها و فشارها توليد كينه و عداوت در دل آنها نموده و بسيار متأثر شدند كه چرا خليفه بر خلاف دستورات و سيرهء رسول اللّه آنها را طرد و از حقوق اسلامى منع نموده !
و علاوه بر اينها آن چيزى كه بيش از همه ايرانيان را بمقام مقدّس على و عترت طاهرهء آن حضرت متوجه نمود كه در اطراف آن حضرت تحقيقات كامله نمودند و محبّتش در دل آنها قرار گرفت طرفدارى كاملى بود كه امير المؤمنين على عليه السّلام از شاهزادگان اسير ايرانى نمود .
چه آنكه وقتى اسراء مدائن ( تيسفون ) را بمدينه وارد نمودند خليفه ثانى امر كرد تمام زنهاى اسير را بكنيزى به مسلمانان بدهند أمير المؤمنين منع نموده و فرمود
هامش
( 1 ) كسى كه على را اطاعت نمايد مرا اطاعت نموده و كسى كه مرا اطاعت نمايد خدا را اطاعت نموده و كسى كه على را مخالفت نمايد مرا مخالفت نموده و كسى كه مرا مخالفت نمايد خدا را مخالفت نموده .