( مجلس مناظره )
دولت منزل جناب آقاى ميرزا يعقوب على خان قزلباش « 1 » كه از رجال مهم پيشاور و ميزبان داعى بودند چون وسعت كامل داشت بعلاوه براى پذيرائى جمعيّت بسيار همه نوع وسائل موجود بود مخصوص مجلس مناظره قرار داده شد كه تمام ده شب مجلس در آنجا برقرار و از آن همه جمعيت با كمال صميميت پذيرائى شايان نمودند .
( جلسهء اول ) ( ليله جمعه 23 رجب 1345 )
« آقاى حافظ « 2 » محمد رشيد و شيخ عبد السّلام و سيد عبد الحىّ و عدّهاى ديگر » « از علما و بزرگان آنها از طبقات مختلفه در ساعت اول شب وارد شدند زياده از حد » « با آنها گرم گرفته و با روى خوش و خندان از واردين محترم پذيرائى نموديم گرچه » « آنها خيلى گرفته و ملول بودند ولى چون داعى نظر خصوصى و تعصّب و عناد جاهلانه » « نداشتم بوظيفهء اخلاقى خود عمل مىنمودم در حضور جمع كثيرى از محترمين فريقين » « ( شيعه و سنّى ) مذاكرات شروع شد طرف صحبت رسما جناب حافظ محمد رشيد »
هامش
( 1 ) قزلباش عبارت از دو كلمه مىباشد ( قزل ) بمعنى سرخ ( باش ) به معناى سر است يعنى سرخ سر و آنها فوج خاصه صفويه بودند كه به همراهى نادر شاه افشار فتح افغانستان نمودند و در موقع حركت نادر جمعى از آنها را در آنجا گذارد و فى الحقيقة در آنجا متوطن شدند و نژاد آنها بسيار معروف گرديد در زمان امارت امير عبد الرحمن خان و امير حبيب اللّه خان در اثر ظلمهاى بسيار و كشتارهاى دسته جمعى كه از شيعيان نمودند خاندان محترم قزلباش فرارا بهندوستان رفتند و در آن سامان از آنها پذيرائى كامل نمودند تا الى الحال جمعيت كثيرى از آنها در تمام بلاد هند مخصوصا در پنجاب موجود ميباشند بسيار مردان قوى و شيعيان با ايمان و غيور و با حرارتى هستند .
( 2 ) از براى معناى حافظ در اصطلاح اهل حديث اطلاقاتى است از جمله حافظ كسى را گويند كه احاطه علمى بر صد هزار حديث متنا و اسنادا داشته باشد و ديگر حافظ كسى را گويند كه حافظ كتاب خدا و سنة رسول باشد به همين جهت بسيارى از علماء شيعه و سنى را حافظ ميخوانند و به همين اطلاق معروف ميباشند .