« بودند گاهى هم ديگران با اجازه وارد صحبت ميشدند و در جرائد از داعى بنام » « ( قبله كعبه ) كه از القاب مهمّه مرسومهء روحانيت در هندوستان است تعبير نموده » « ولى در اين صفحات ياد داشت اين كلمه را تغيير داده از خود بداعى و از جناب حافظ » « محمد رشيد بحافظ تعبير ميكنيم » .
حافظ - قبله صاحب از زمان تشريف فرمائى شما بپيشاور و بيانات منبرى شما مجالس بحث و گفتگو و اختلاف بسيار شده چون بر ما لازم است كه براى رفع اختلاف قيام نمائيم اينست كه طى طريق نموده براى رفع شبهات بپيشاور آمده و امروز را در امامباره كاملا مستمع كلمات و بيانات شما بوديم سحر بيانات شما را بيش از آنچه شنيده بوديم ديديم امشب هم بفيض ملاقات نائل آمديم چنانچه ميل داشته باشيد وارد صحبت شويم و قدرى با شما صحبت اساسى نمائيم .
داعى - با كمال ميل براى اصغاى كلمات و فرمايشاتتان حاضرم ولى بيك شرط كه آقايان لطفا ديدهء تعصّب و عادت را بسته و با نظر انصاف و علم و منطق مانند دو برادر براى حلّ شبهات صحبت كنيم مجادلات و تعصّبات قومى را بكنار بگذاريم .
حافظ - فرمايش شما بسيار بجا است بنده هم يك شرط دارم اميد است كه مورد قبول واقع شود كه در مكالمات فيما بين از دلائل قرآنيه تجاوز ننمائيم .
داعى - اين تقاضاى شما مورد قبول عقلاء و علماء نمىباشد يعنى علما و عقلا مردود است براى آنكه قرآن مجيد كتاب مقدّسى است موجز و مجمل و مختصر كه معانى عاليه آن محتاج ببيان مبيّن است و ما ناچاريم در اطراف كلّيّات قرآن مجيد باخبار و احاديث معتبره استشهاد نمائيم .
حافظ - صحيح است فرمايشى است متين ولى در مواقع لزوم تقاضا دارم باخبار و احاديث مجمع عليه استشهاد نمائيم و از كلمات و مسموعات عوام اجتناب نمائيم و نيز براى آنكه ملعبهء ديگران واقع نشويم از تندى و عصبانيت خوددارى نمائيم .
داعى - اطاعت مىشود بسيار كلام به جائى فرموديد از اهل علم و دانش مخصوصا مثل داعى كه افتخار سيادت و انتساب برسول اللّه را دارم سزاوار نيست كه بر خلاف
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٩٨