نميدانستم در هيچ يك از بلاد هند منبر نرفتم ولى چون اهالى پيشاور عموما زبان پارسى را به خوبى ميدانند ) اجابت نموده عصرها در امام بارهء ( حسينيّه ) مرحوم عادل بيك رسالدار مجلس مهمّى تشكيل و با حضور جمعى كثير از صاحبان اديان و مذاهب مختلفه اداء وظيفه مينمودم .
چون اكثريت اهالى پيشاور مسلمان و از برادران اهل تسنّن هستند لذا در مدت سه ساعت كه منبر بودم روى سخن با آنها و در اثبات امامت بيشتر دقّت و صرف وقت مينمودم .
لذا محترمين علماى آنها كه حاضر مجلس تبليغ ميشدند تقاضاى مجلس خصوصى نمودند چند شبى تشريف مىآوردند در منزل و ساعاتى بمباحثات ميگذشت .
يك روز كه از منبر فرود آمدم خبر دادند كه دو نفر از اكابر علماء كابل از ضلع ملتان بنام حافظ محمد رشيد و شيخ عبد السّلام وارد و تقاضاى ملاقات نمودند وقت داديم ده شب پىدرپى بعد از نماز مغرب مىآمدند و در هر شبى ساعات ممتد كه غالبا به 6 و 7 ساعت ميكشيد ( و بعضى شبها تا مقارن طلوع فجر مشغول بوديم ) وقتمان بمباحثات و مناظرات ميگذشت و در پايان شب آخر شش نفر از رجال و ملّاكين و اصناف محترم اهل تسنّن مذهب حقّهء تشيّع را اختيار نمودند .
و چون چهار نفر از مخبرين جرائد و مجلّات مهمّه با حضور قريب دويست نفر از رجال محترمين فريقين ( شيعه و سنّى ) مناظرات و مقالات طرفين را مىنوشتند و روز بعد در جرايد و مجلّات نشر ميدادند - داعى از روى جرائد و مجلّات و مقالات و گفتارهاى شبانه را يادداشت نموده اينك آن مقالات و مناظرات است به نظر قارئين محترم ميرسد فلذا اين كتاب را موسوم نمودم به شبهاى پيشاور
آنچه به نظر محترم اهل ادب ميرسد خورده بداعى نگيرند چه آنكه در موقع مناظره احدى توجه بالفاظ و زيبائى گفتار ندارد بلكه تمام توجه بمعانى و حقايق است تغييرى در رونوشت جرائد نداده بلكه عين آنچه نوشته شده به نظر محترمتان ميرسد :
و آنچه در اين مناظرات مورد بحث و گفتگو است مستنبط از آيات قرآن مجيد و اخبار معتبره و بيانات مهمّهء محقّقين و اساتيد سخن و دانشمندان بزرگ و رؤساى دين و افاضات غيبى بوده است .
من بسر منزل عنقا نه به خود بردم راه * قطع اين مرحله با مرغ سليمان كردم