و بخارى از سه طريق و مسلم از نه طريق و أبى داود از سه طريق و ترمذى از يك طريق و حميدى از سه طريق نقل نمودهاند كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود خلفاء و امامان بعد از من دوازده نفرند تمام آنها از قريشاند و در بعض از آن اخبار است كه كلهم من بنى هاشم .
تا آنجا كه در ص 446 گويد بعض از محققين علماء ( يعنى علماء عامه و اهل تسنن ) گفتهاند احاديث دالّه بر إثبات امامت خلفاء بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دوازده نفر بطرق بسيارى مشهور است كه آدمى ميداند مراد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از تعيين عدد خلفاء بعد از خود أئمهء اثنا عشر از اهل بيت و عترت خودش مىباشد - و ممكن نيست مطابقت اين احاديث با خلفاء از صحابه بعد از آن حضرت چه آنكه پيغمبر تعيين عدد دوازده فرموده ( و آنها چهار بودند ) .
و نيز حمل نميشود بر سلاطين بنى اميه براى آنكه از دوازده نفر بيشتر بودند ( سيزده نفر بودند ) علاوه بر آنكه همگى ظالم بودند باستثناء عمر بن عبد العزيز ( در اثبات ظلم عمر هم كافيست در غصب خلافت و خانهنشين نمودن امام وقت عليه السّلام ) و از بنى هاشم هم نبودند نظر بفرموده آن حضرت كه كلهم من بنى هاشم .
و نيز حمل بر ملوك بنى عباس هم نميشود براى آنكه عدد آنها بيشتر از دوازده بوده ( سى و پنج نفر بودند ) و ابدا هم رعايت ننمودند توصيه خداوند متعال را درباره عترت كه در آيه 22 سوره 42 ( شورى ) فرمود
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى -
و حديث كساء .
پس لا بد بايد حمل شود اينهمه اخبار و احاديث وارده از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر امامان دوازدهگانه از عترت و اهل بيت طهارت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ( بعقيده اماميه اثناعشريه ) لانّهم كانوا اعلم اهل زمانهم و اجلّهم و اورعهم و اتقاهم و اعلاهم نسبا و افضلهم حسبا و اكرمهم عند الله و كان علومهم عن آبائهم متّصلا بجدّهم و بالوراثة و اللدنيّة كذا عرفهم اهل العلم و التحقيق و اهل الكشف و التوفيق
يعنى براى آنكه آنها أعلم و أجلا و أورع و أتقياى أهل زمانشان بودند و بالاتر