مع ذلك عادت و تعصب بر علم و عقلشان غالب و بر خلاف حقيقت تبعا للاسلاف راهپيما شده و موجب تأثر عقلاء گرديدهاند .
در تحت تأثير عادت و تعصّب بمخاصمه و منازعه برخاسته روى هواى نفس ديگران را من غير حق بر اهل بيت طهارت مقدم داشته نصوص وارده از قرآن و اخبار معتبره را بر كنار زده تابع اسلاف بدون دليل و برهان گرديده .
مثلا از روى جهالت و تعصب ابو حنيفه يا مالك يا ديگران از فقهاء و عالم نمايان را كه صاحبان رأى و قياس و از علم بىبهره بودهاند پيروى ميكنند ولى بفقيه اهل بيت طهارت امام جعفر بن محمّد الصادق عليهما السّلام توجهى نمينمايند .
و حال آنكه اكابر علماء خودشان مانند ابن ابى الحديد در ديباچه شرح نهج البلاغه مىنويسد آنان خوشهچين خرمن علم و دانش خاندان جليل عصمت و طهارت و نمايندگان خاصّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودهاند ( چنانچه در اين كتاب مشروحا ذكر گرديد ) .
اقرار منصفانه شيعيان
ولى ما شيعيان چون از خداى قادر متعال ميترسيم و بروز بازپسين و يوم الجزاء معتقديم وقتى همين دلائل و براهينى را كه اكابر علماء سنت و جماعت هم در كتب معتبره خود ثبت نمودهاند ديديم بر عادت و تعصب غالب آمده اقرار و اعتراف مينمائيم قلبا و لسانا به آنچه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده و در دستورات الهى وارد است و پيروى مينمائيم از همان كتاب مقدس و عترت طاهرهاى كه آن حضرت بما سپرده و اميدواريم بسعادت ابدى نائل آئيم .
چه آنكه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سعادت و نجات ابدى را بمحبت و متابعت آن خاندان جليل قرار داده چنان كه حافظ ابن عقده احمد بن محمد كوفى همدانى كه از علماء عامه است نقل مينمايد از علماء و مشايخ خودشان از عبد القيس كه گفت در بصره از ابو ايوب انصارى حديث مفصلى را شنيدم تا آنجا كه گفت شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود شب معراج نظر كردم بر ساق عرش ديدم نوشته است لا إله الا الله محمد رسول الله ايدته بعلى و نصرته به سپس نوشته شده بود الحسن و الحسين و علىّ و علىّ و علىّ و محمّد و محمّد و جعفر و موسى و الحسن و الحجّة عرض كردم الهى ايشان