تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢

[ مقدّمه ]

فصل گوييم كه چو مواليد از نبات و حيوان اندر عالم ( پديد ) آينده است به صورت‌هايى كه آن صورت‌ها « 1 » بر امّهات - كه آن طبايع است - نيست « 2 » و مواليد را حيات است و امّهات موات است و اندر مدّتى زمانى « 3 » هر چيزى را از « 4 » آن به كمال 5 خويش رسيدن « 5 » است - چه از مردم و چه از جز « 6 » مردم - و پس از آن هم بدان تدريج كه پيدا آمدنش بر آن « 7 » بود ناپديد شونده است ، چنان كه خداى تعالى همىگويد اندر ايجاد و اعدام مردم ، قوله « 8 » :
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ
« 9 » ، بر خردمندان واجب است كه حال خويش بازجويند تا از كجا همىآيند و كجا همىشوند و انديشه كنند تا ببينند به چشم بصيرت مر خويشتن را اندر سفرى رونده كه مر آن رفتن را هيچ درنگى و ايستادنى « 10 » نيست ، از بهر آنكه تا مردم اندر اين عالم است ، از دو حركت افزايش و كاهش خالى نيست ، و حركت نباشد مگر اندر زمان ، و زمان چيز متحرّك به دو قسمت است : يكى از او گذشته است و ديگر ناآمده است ، و ميان اين دو قسم « 11 » زمان كه مر چيز متحرّك راست ، برزخى است كه آن قسمت‌پذير نيست ، بر مثال خطّى كه ميان آفتاب و سايه باشد كه نه از آفتاب باشد
هامش
( 1 ) .A: صورت‌هاى . ( 2 ) .B: پيش است . ( 3 ) .B: + است و . ( 4 ) .B: كه ( را از ) . ( 5 ) .B: رسنده . ( 6 ) .CB: جز از . ( 7 ) .CB: بدان . ( 8 ) .C: + تعالى . / نمونهء بالا از اندك مواردى است كه در نسخهءCكلمهء « قوله » پيش از آيات قرآن آمده است . در اصالت واژهء « قوله » پيش از نقل آيات قرآن در آثار ناصر خسرو ترديدى نيست و با كاوش در نسخه‌هاى معتبر كتاب‌هاى او مىتوان اين نكته را دريافت . / ( 9 ) . الرّوم ( 30 ) : 54 . ( 10 ) .CB: استادنى . ( 11 ) .CB: اين هر دو قسمت .