نامها حق است ، و انطاق « 1 » جوارح و بهشت و دوزخ و ثواب مر مؤمنان را و عقاب مر عاصيان را جمله حق است .
و ايمان دارم به جميع « 2 » شرعيات چون نماز « 3 » و زكات و خمس و روزه « 4 » و حج و جهاد .
و بدان كه ايمان كامل آن بود كه اين همه را « 5 » تصديق كنى و باور دارى . « 6 » و ايمان اكمل ؛ يعنى كاملتر از اين ، « 7 » آن بود كه اين جمله را « 8 » تصديق كنى و آنچه از اينها كه « 9 » عملى است در عمل آرى .
اگر گويند كه به چه دانستى كه خداى تعالى موجود است ؟
گوييم : زيرا كه عالم را آفريده است ، و ايجاد كرده بعد از آنكه عالم نبود . « 10 »
اگر گويند كه حد عالم چيست ؟
گوييم : هر چه ما سوى اللّه است همه را عالم گويند ، « 11 » چون آسمانها و زمينها « 12 » و آفتاب و ماهتاب و ستارگان و غير آن .
اگر گويند : به چه دانستى كه عالم مخلوق « 13 » و آفريدهء خداى است ، « 14 » و چرا نشايد كه
هامش
( 1 ) . مج : « و ميزان حق است و صراط يعنى گذشتن بر پل صراط و پريدن نامها و انطاق جوارح » و نيز آ : « و پريدن نامها و انطاق جوارح » و نيز س ، 1 / دا : « پريدن » ندارد .
( 2 ) . مج : « به جمله شرعيات » .
( 3 ) . مج ، س ، 1 / دا : « نماز و روزه » .
( 4 ) . مج ، آ ، س ، 1 / دا : « روزه » ندارد .
( 5 ) . مج : « كامل آن است كه تصديق كنى » و نيز 1 / دا : « كامل » ندارد .
( 6 ) . مج ، آ ، مر : « باور دارى » ندارد .
( 7 ) . مج ، مر ، 1 / دا : « كاملتر از اين » ندارد .
( 8 ) . مج : « كه جمله را » ، و نيز مر : « كه اين همه را » .
( 9 ) . مج ، آ ، مر ، 5 / دا : « كه » ندارد .
( 10 ) . مج ، 5 / دا : « ايجاد كرده است » و نيز آ : « بعد از انك نبود » و نيز مر : « ايجاد كرده است ، بعد از آنكه عالم نبوده است » و نيز س ، 1 / دا : « عالم را آفريده و ايجاد كرده » .
( 11 ) . 1 / دا : « همه را عالم گويند » ندارد .
( 12 ) . س : « و زمينها و هر چه غير از اينهاست » و « آفتاب و ماهتاب و ستارگان و غير آن » ندارد .
( 13 ) . آ : « مخلوق است » .
( 14 ) . 1 / دا : « خداى تعالى است » .