باب دوّم « 1 » در ذكر مسائل چند ، كه بهر « 2 » آنها اين همه نزاع كنند ؛ و حلّ اشكال آن « 3 » ، به موافقت قرآن و حديث و برهان
و اين مجموع ، در ده فصل بيان شود ؛ ان شاء اللّه الاحد الصّمد .
فصل اوّل « 4 » در عينيّت وجود واجب الوجود تعالى
متكلّمين گويند : ذات مقدّس واجب الوجود ماهيّتى است مثل همهء ماهيّات « 5 » ممكنات كه به محض ذات خود ، نه وجود است و نه عدم ؛ و موجود است « 6 » به همين مفهوم وجود كه معنى هستى و بودن بديهى است كه همه كس معنى اين « 7 » را مىفهمد و ميداند ؛ و اين معنى ، غير آن ذات و زايد بر آن ماهيّت است ؛ چنان كه همهء موجودات ؛ و فرق ميان اين ماهيّت و ساير ماهيّات همين است كه مفهوم وجود كه معنى بودن است ، لازم اين « 8 » ماهيّت است و محال است مفارقتش از آن ؛ و از اين جهت او واجب الوجود است ؛ و ساير ماهيّات لازم نيست ، بلكه ممكن است كه « 9 » از آنها مفارقت كند ؛ و از اين جهت آنها واجب الوجود نيستند ؛ بلكه ممكنند .
و حكما گويند : ذات واجب الوجود ، مقدّس است از آنكه مثل همهء موجودات موجود باشد به وجودى غير ذات خود ؛ بلكه وجود او عين ذات اوست ؛ به اين معنى كه او ذاتى است كه به محض ذات مقدّس خود موجود است و از هر چه غير ذات « 10 » اوست ، مستغنى است ؛ و موجود به اين وجود بديهى كه ممكنات به او
هامش
( 1 ) . ب : « باب دوّم » ندارد .
( 2 ) . ب : « بر سر » .
( 3 ) . ب : « آن » ندارد .
( 4 ) . ب : « فصل اوّل » ندارد .
( 5 ) . الف : « ماهيات » .
( 6 ) . ب : « و موجود است » تكرار شده .
( 7 ) . ب : « آن » .
( 8 ) . ب : « آن » .
( 9 ) . ب : « كه » ندارد .
( 10 ) . ب : « غير محض ذات » .