از برف و سردتر از يخ و شيرينتر از شكر و گوارايى و لذّتش به مرتبهاى كه همهء نعمتهاى بهشت - خواه مأكولات و خواه مشروبات - همه از او لذيذ و گوارا گشته [ اند ] . آن حضرت - صلوات اللّه عليه - بر كنار آن حوض نشسته شيعيان و دوستان خود را از آن مىدهد ، هر كس يك شربت از آن آب بخورد ، هرگز تشنگى نبيند .
و درختى در بهشت هست كه خداى تعالى از زير عرش بادى را امر فرمايد كه بر آن وزد ، هر شاخ و برگش به نغمه و نوايى به صدا آيد و به قانون ، تازهسازى بنوازد كه هيچ كدام به ديگرى نماند ، براى جمعى كه در دنيا از غنا و ساز احتراز كرده يا با توبه و استغفار تدارك نموده باشند . يكى از آن ساز و صدا را در هفتاد پرده زير و بم پيچيده به دنيا آوردهاند كه هر مقام و گوشه در اصفهان و عراق عرب و عجم به اين همه شعبههاى نوا و سازهاى دلربا آراسته ، و همهء مجالس و محافل لذّت اهل صحبت از آواز « 1 » آن پر است . اگر يك مدّ از آن صدا را دو بالا از آنكه هست پست كنند و سهگاه و چهارگاه پستى او بلند گردانند و بىپرده به دنيا آرند هيچ گوش تاب شنيدنش نيارد و به گوش هركس رسد بيهوش گردد .
و شرابى در بهشت هست نامش رحيق مختوم كه خداى تعالى آن را با مشك بهشت و زعفران مهر كرده و مخصوص خاصّان خود گردانيده كه در دنيا از شراب و مسكرات اجتناب كرده يا توبه و استغفار نموده باشند .
و اهل بهشت هر كدام جابجا بر كرسيها و مسندها نشسته ، در خدمت هر كدام آن قدر خدّام از حور و غلمان ايستادهاند كه عدد ايشان را غير علّام الغيوب هيچ كس نمىداند ، خويشان و دوستان همه با هم صحبت مىدارند و يكديگر را زيارت و ضيافت مىكنند .
و بدان كه هر چه گفتيم از نعمتها و جامهها و خانهها و درختها و ميوهها و شرابها و لعل و ياقوت و جواهر و مشك و غيره و چيزهاى ديگر كه مذكور شدند ، مثل
هامش
( 1 ) . اصل : آوازه .