مطلب دوّم در ذكر احوال روز قيامت
چون وقت زنده گشتن مردگان شود ، اسرافيل به امر ملك جليل در پيش عرش ايستاده ، سه مرتبه صور را بدمد و بگويد : اى ارواح مردگان به امر خداى هر دو جهان ، بازگرديد به ابدان ايشان .
و صور نفيرى است كه يك سرش در دهن اسرافيل است و سر ديگرش به جانب آسمان و زمين . و دهن صور آن قدر بزرگ است كه همهء آسمان و زمين در آن مىگنجد . وقتى كه صور را ، مىدمد آوازش به همهء اهل آسمان و زمين مىرسد .
اوّل بار ، كه مىدمد قبرها همه به حركت و لرزه در مىآيند . مرتبهء دويم ، خاكها از قبور ريزند . مرتبهء سيم ، مردگان زنده گشته از قبور بيرون آيند و خاك از سر و روى خود بريزند .
اوّل جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل به امر ربّ جليل ، تاج كرامت و خلعتهاى مفخرت و براق عزّت را از بهشت بيرون آورده ، به دنيا آيند .
جبرئيل از دنيا سؤال كند كه قبر خاتم النبيّين و سيّد مرسلين كجا است ؟ زمين گويد : خدا مرا چنان از هم پاشيده كه خبر از هيچ چيز ندارم ، پس عمود نورى از موضعى به جانب آسمان بلند شود ، از آن دانند كه موضع قبر آن سرور است .
جبرئيل پيش سر مبارك و ميكائيل در دست راست و اسرافيل پيش پايش ايستند .
اسرافيل آواز كند كه اى روح پاك بازگرد به بدن پاك ، به امر خداى توانا كه هر چه را همين كه گويد بشو ، بشود ، و استخوان پوسيده را زنده گرداند .
چنان كه گفتيم سه مرتبه آواز كند ، مرتبهء سيم آن سرور سر از قبر بيرون آورده ، جبرئيل را ببيند از او پرسد كه مرا در پيش خدا چه قدر و مرتبه باشد ؟ جبرئيل گويد :
بهشت مشتاق و منتظر مقدم مكرّم تو است .