ايشان نثار كرد و ايشان آنها را برداشته دارند و براى يكديگر هديه و تحفه مىفرستند و مىگويند : اين نثار تزويج فاطمه است به على ( ع ) بعد از آن حضرت رسالت ( ص ) اصحاب را جمع فرمود و فاطمه را و على را - صلوات اللّه عليهما - تزويج نمود و در شب زفاف كه حضرت فاطمه را به خانهء حضرت على ( ع ) مىبردند ، حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - پيش پيش و جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از طرف چپ و هفتاد هزار فرشتهء ديگر از [ پى آنها ] تسبيح و تقديس كنان مىرفتند و تا صبح به اين نحو مشغول ذكر و عيش و نشاط بودند .
و هميشه حضرت پيغمبر حضرت امير المؤمنين را [ از ] همهء خويشان و اصحاب خود عزيزتر و دوستتر مىداشت و هر بار كه وحى نازل مىشد و خبرى از پيش خداى تعالى مىآمد به او مىگفت و اگر او حاضر نبود آن حضرت خود به خانهء او مىرفت و اخبار الهى را به او مىرسانيد .
و هر وقت كه حضرت امير المؤمنين خود مىخواست مأذون و مرخّص بود كه به خانهء آن حضرت مىرفت و اگر گاهى دير مىكرد آن حضرت خود جستجوى او مىفرمود و هر وقت هر چه مىخواست مىپرسيد و هيچ كس از اصحاب و خويشان را رخصت نبود كه هر وقت خواهند به خدمت آن حضرت روند و هر چه خواهند سؤال كنند سواى آن سرور .
و مجملا علم و شجاعت و سخاوت و همهء جهات فضيلت حضرت امير المؤمنين در همهء جهات مشهور و ميان دوست و دشمن معروف و مذكور است .
و حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و آله - نزديك به وقت رحلت از دنيا به پيش خدا آن سرور را در حضور چندين هزار كس در منزل غدير خم و چندين مرتبهء ديگر پيش از آن و بعد از آن به امر الهى خليفه و جانشين خود و امام و امير و سيّد و سرور همهء امّت خود گردانيد و حكم الهى را به ايشان رسانيد .
و بعد از آنكه آن حضرت از دنيا رفت ، در وقتى كه حضرت امير المؤمنين
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص١٣٢