تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
محض اختراع خود خلق كرده ، نه از روى شبيه و مثلى و نه مادّه و اصلى بلكه او خود اصل همه چيز و همه چيز فرع اوست ، و عالم را كه آفريده ، براى احتياج و نفع خود نيافريده ، بلكه براى اينكه جواد و كريم است آفريده ، تا آنها از رحمت و شفقت او بهره‌مند شوند و منتفع گردند . رحمت او صد جزء است به يك جزء رحمت تمام عرش و كرسى و هفت آسمان و زمين و آفتاب و ماه و ستارگان و اين همه انواع حيوان و اصناف انسان و اين همه گلهاى رنگين و لاله‌هاى نازنين و شكوفه‌هاى باردار و ميوه‌هاى بىشمار و ساير نعمتها و لذّتها - كه حساب آنها را غير او كسى نداند و حصر شمّه‌اى از آن را سواى او ديگرى نتواند - آفريده و نود و نه جزء ديگر از رحمت بىنهايت را مخصوص آخرت و خاصّهء مؤمنان و ذخيرهء جنّت گردانيد . در همه جا هست ، نه مثل چيزى كه در چيزى باشد . و از همه جا بيرون است ، نه مثل چيزى كه از چيزى بيرون باشد . همه جا پيش همه كس حاضر است ، و به همه چيز از همه چيز نزديكتر است ، حتّى از نور به چشم و از روح به بدن ، در هيچ چيز نيست و هيچ چيز از او خالى نيست ، همه چيز در هر جا باشد مىداند و بيشتر و پيشتر از همه كس مىداند . حتّى هر چه در دل كسى گذرد ، پيش از آنكه خودش بداند ، مىداند . گذشته ، و آينده از ازل تا ابد و از عرش و كرسى تا زير زمين هفتم ، همه پيش او حاضر است ، و نزديكتر است از عكس به آينه و از نور به آفتاب ، به يك ديدن همه چيز را مىبيند ، جاى پاى مور را در شب تار در سنگ خاره مىبيند ، و همه چيز را مىشنود ، و حرف را پيش از آنكه از نيّت به دل و از دل به زبان و از زبان به لب رسد ، مىشنود و قدرت بر همه چيز دارد و هيچ چيز از قدرت او بيرون نيست ، اگر خواهد آسمان را در پوست پسته تواند گنجانيد . و تمام زمين را با دست شكسته از اين رو به آن رو تواند گردانيد . دلهاى مؤمنان به نور ايمان او را مىبينند ، و به چشم هيچ كس ، او را نتواند ديد ، و هيچ ديده تاب ديدن او را ندارد ، نور جمال او زياده از آن است كه بيان توان نمود ،