تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
آن نيايد از هر چيزى كه باشد اندرو . چنانك اندر ميان عرب مثل است كه گويند « كل اناء يترشح بما فيه » . گويد : از هر آب جامى آن پالايد كه اندروست . و چون مر عقل را زندگىء جاويد صفت ذاتى بود زندگانى ازو بدان پيدا آمدند ، و گر زندگان از و پيدا نيامدندى او زندهء جاويد نبودى . پس اين حال از و همى دليل كند كه او مجبور است از كردار خويش ، و اين خاصيت نتواند كه از و زندگانى و توانايى و دانش و زانچ فرود ازوست فرو بارنده نباشد ، و هر چه او مجبور باشد نه قاهرى باشد ، و آنچ برتر از و قاهرى باشد او نه خداى باشد . نيز عقل آنست كه او مر ذات خويش بداند بذات ، و جز مر ذات خويش را نيز بداند . و او بدين صفت مخصوص است ، و هيچ چيز را اين صفت نيست . پس عقل اندر حصار اين صفت است ، و آنچ او اندر حصار صفتى باشد ، چاره نيست مرو را از بحصار اندر كننده‌يى و آنچ مرو را ديگرى بحصار اندر كرده باشد او نه خداى باشد ، پس عقل نه خداى باشد ، تعالى اللّه عما يقول الظالمون علوا كبيرا . سپاس مر خداى را كه از بهترين آفريدهء خويش اندر آفرينش بهره‌مند كرد بدانچ عقل را اندر آفرينش ما نهاد و بر زبان شريفتر سخن گوى با ما مخاطبه كرد ، محمد خاتم النبيين ، و ما را براهنمايان حق بازبرد از گروه شياطين . تمام كرديم مر اين كتاب را و آراستيم مرين خوان شريف را به صد گونه طعام و شراب گوارنده پاكيزه حلال باد اندرين شبانگاه روز آدينه حقيقت و و شب شنبهء حق آنچ ازين خوان بخورند روز دارند ببصيرت و دور باد دست حرام خواران و مىگساران و بىپاكان و ناپاكان ازين صفهاى خورشهاى جان‌افزاى برحمت ايزد داد از داد فرماى بخشايندهء مهربان نيكوكار و الصلاة على نبيه محمد و آله الطيبين الطاهرين .