ديگر گفتهاند كه : دين نداشته و احمق و گول بوده است ، و بار ديگر گفتهاند كه :
زنديق و ملحد بوده است ، الى غير ذلك از دروغها و تهمتها .
وفات كثيّر در زمان خلافت وليد بن عبد الملك در مدينهء منوّره اتّفاق افتاده است .
( تا آنكه گفته ) :
و از جويريه پسر اسماء نقل كردهاند كه او گفته : كثيّر و عكرمه - مولاى ابن عبّاس - در يك روز مردند پس مردم براى تشييع جنازهء كثيّر گرد آمدند و كسى پيدا نشد كه جنازهء عكرمه را بردارد .
ابن شهر اشوب در معالم العلماء گفته : چون كثيّر مرد حضرت باقر - عليه السلام - جنازهء او را برداشت در حالى كه عرق از بدن مباركش جارى بود .
و از يزيد بن عروه نقل نمودهاند كه وى گفته :
زنان جنازهء كثيّر را دوره كرده و بر وى مىگريستند و نام معشوقهء او عزّه را در ندبههاى خود مىبردند پس حضرت باقر محمّد بن على - عليهما السلام - بايشان فرمود : بر كنار شويد و راه دهيد تا من جنازه را بردارم . يزيد گويد : پس ما زنها را از دور جنازه بر كنار مىكرديم و حضرت باقر - عليه السلام - بآستين مباركش آنان را متفرّق مىساخت و مىفرمود : تنحّين يا صويحبات يوسف ( تا آخر حكايت ) » .
- 15 - مهيار ديلمى ( ص 229 ؛ س 8 - 9 )
شيخ حرّ عاملى ( ره ) در أمل الآمل گفته ( قسم 2 ؛ ص 329 - 332 ) :
« المولى الجليل مهيار بن مردويه أبو الحسن الديلمي البغداديّ فاضل شاعر اديب ، من شعراء اهل البيت - عليهم السلام - المجاهرين من غلمان الشريف الرضي ؛ جمع بين فصاحة العرب و معانى العجم .
و قال له أبو القاسم بن برهان : انتقلت باسلامك من زاوية من النار الى زاوية