12 - 29 - دردى كش : كسانى كه آنچه در ظرف شراب ته نشين شده مىنوشند ، و در ادبيات عرفانى ، غالبا به معنى صوفيان يكرنگ ، و گاه به معنى ملامتيان به كار رفته است . ( فرهنگ عرفانى سجادى ) .
خمخانه : عالم تجليات ظاهر را كه در قلب است و مهبط غلبات عشق را گويند . ( فرهنگ عرفاى سجادى ) .
تجرّد : خود را از علايق دنيوى مبرا كردن است تا براى شهود حقايق آماده شود و ممكن است خدا او را مجرد كند براى مشاهده حق و حقايق ، زيرا كسى كه ظاهر خود را از علايق دنيوى مجرد كند ، خداوند باطن او را پاك خواهد كرد . ( فرهنگ عرفانى سجادى ) .
12 - 29 - نشأت : هر مرتبه از مراتب اشيا را ، اعم از مراتب عالى يا دانى ، نشأت مىگويند . هر يك از مراتب انتقالى تكاملى اشيا را نيز نشأت مىگويند . چنان كه گويند : نشأت دنيا ، نشأت برزخ ، نشأت آخرت ، نشأت هيولى و . . . ( فرهنگ عرفانى ) .
14 - 29 - وجد : واردى است كه از حق تعالى آيد و باطن را به احداث وصفى غالب چون حزن يا فرح از هيئت خود بگرداند . وجد عبارت از چيزى است كه بدون جهد و تكليف بر قلب وارد شود . ( فرهنگ عرفانى ) .
16 - 29 - كحل الجواهر : سرمه كه در آن مرواريد ناسفته و ديگر جواهر انداخته مىسايند براى روشنى چشم . ( لغت نامه ) .
1 - 30 - سماع : شنيدن ، سرور و پايكوبى و دست افشانى صوفيان .
( فرهنگ عرفانى ) . « از جمله مستحسنات متصوّفه كه محلّ انكار بعضى از علماء ظاهر است ، يكى اجتماع ايشان است از براى سماع غنا و الحان و استحضار قوّال از بهر آن » ( مصباح الهدايه ) .
« قومىاند كه نوشندگان شراب شوقند و پوشندگان لباس ذوقند ، و در وقت استماع سماع آيات قرآن اسماع خود را از صمام بشريت و صماخ را
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: المحقق الدواني
ص٨٣