انوشيروان بن خالد چنان كه سابقا از او نقل كرديم از ابو طاهر خاتونى به شكل شخصى در گذشته و متوفّى سخن ميراند .
در هيچيك از منابعى كه از احوال ابو طاهر خاتونى ذكرى كرده يا از اشعار او نمونههائى بدست دادهاند نام او و نام پدرش مذكور نيست و در تاريخ عماد كاتب كه از همه جا بيشتر از حالات او اطّلاعاتى هست در تسميهء او به همان « الوزير الموفّق ابو طاهر الخاتونى » اكتفا شده است .
خوشبختانه شاعر مشهور ابو المظفّر محمّد بن احمد ابيوردى از معاصرين و مدّاحان ابو طاهر خاتونى كه خود نيز مدّتى در دستگاه سلاجقهء عراق ميزيسته و در اواخر عهد سلطان محمّد شغل اشراف مملكت را داشته ( قبل از سال 507 كه در آن تاريخ ابيوردى مسموم شده ) اين نقيصه را رفع كرده و در مدايحى كه از ابو طاهر خاتونى گفته نام او و نام پدر و القابش را بتصريح تمام ياد نموده اينك براى روشن شدن اين مطالب چند فقره از اشعار ابيوردى را كه شامل اين جمله است ذيلا نقل مىكنيم .
ابيوردى در مدح ابو طاهر خاتونى گويد : « 1 »
لأمد حنّ الغمام مكرمة * لعهد ما جاد كن من سحبه
و مدحه ان يقال جود معين * الملك ضوب الحيا يشبّه به
موفّق الدّولة الهمام و من * في عزمه شاهد على لقبه
انّي وجدت ابن حيدر كرما * كأنّه حاذق على ذهبه
انواع فضل الحسين أيسره * يغنيه و هو النّسيب عن نسبه
اسعد أبا طاهر و زد كرما * ايه فروح القلوب فى تعبه
ايضا در قصيدهء ديگر گويد :
لولا ابو طاهر من بينهم لذوى * عود النّدى و اضمحلّ الصّدق و الانف
هامش
( 1 ) - ديوان ابيوردى ص 56 - 58 و 217 - 218 و 231 - 233 .