تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
در اواخر 1312 هجرى شمسى برابر سنهء 1352 قمرى كه اين حقير به خدمت وزارت معارف مأمور گرديد . روزى مرحوم مغفور علّامهء اديب حاجى سيّد نصر اللّه اخوى المعروف بالتّقوى كه در آن ايّام شغل رياست ديوان عالى كشور را متصدّى بودند اين بنده را مخصوصا بقدوم شريف خود مفتخر ساخته و فرمودند كه : نسخه خطّئى از يك تفسير فارسى كهن‌سال در كتابخانهء سلطنتى ايران موجود است كه از آثار يكى از علماء و مشايخ بزرگ شيعهء اماميّه موسوم بشيخ ابو الفتوح رازى مىباشد و آن عالم بزرگوار در قرن ششم هجرى آن را تأليف و تحرير فرموده و از امّهات كتب و اسفار عالم تشيّع و از مفاخر نثر فصيح فارسى و از مهمّات ذخائر علم و ثقافت اسلامى است . مرحوم مظفّر الدّين شاه قاجار در اواخر سنين سلطنت خود بطبع آن امر فرموده و دو جلد آن بطبع رسيد ولى بواسطهء فوت آن مرحوم و حدوث انقلابات از آن زمان تاكنون همچنان ناقص و ناتمام و در گوشهء آن كتابخانه نسيا منسيّا مانده است و اعقاب آن سلطان بر اتمام آن كار خير اهتمام نكرده‌اند . اكنون كه به حكم تقدير منصب تصدّى وزارت علوم بر عهدهء تو است چه بهتر كه گوى دولت بربائى و كمر بسته و بازو بگشائى ، و در اتمام اين امر خطير همّت نمائى . اين سخن در خاطر فاتر اين بنده تأثيرى قاطع كرد كه در حال در صدد انجام طبع آن كتاب سودمند بر آمدم و اتمام آن را كه متضمّن خير و بركت دارين بود وجههء همّت ساختم . پس از كسب اجازه از سلطان وقت اوراق منطبعهء دو جلد اوّل و دوم را از كتابخانهء سلطنتى بوزارت معارف منتقل كردم و از ممرّ اوقاف مجهول المصرف و برّيّات مطلقه بهمّت و جدّيّت ميرزا ابو القاسم فيوضات رئيس ادارهء اوقاف وقت كه زبدهء احرار و نخبهء ابرار است سرمايهء طبع سه مجلّد باقى را آماده كردم ، سپس يكى از افاضل شيراز كه در آن اوان در خدمت ادارهء اوقاف بود و بر اين حقير حقّ تعليم داشت يعنى ميرزا محمّد صادق ستوده بمراقبت در امر
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 169 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث