ملكوتى شوند كه سراپا عين لذت و فعليت و خواص و آثار و تقويت بدن و سرور قلب و تصفيهء روح باشند .
و جناب ايزد تعالى قوهء شهوانى و حيوانى را در بدن انسان به نحو ابلغ و اكمل پرورش داده ، كه تمام قواى حيوانيه ، از خيال و واهمه و باصره و ذائقه و لامسه و سامعه و شامه از لذات جسمانيه به نحو اتم و اعلى لذت برده ، قوت گيرند . و طالب لذت ديگر ، كه اقوا و اكمل از لذت اوّل باشد ، شوند . و اين لذت جسمانيه سواى لذت روحانى است كه اتم است از لذات جسمانى الى غير النهايه .
و در بهشت ، تمام لذات به يكدفعه حاصل شود از براى شخص ، و هيچ يك مانع از ديگرى نباشند . و ممكن است در آن واحد با تمام ازواج خود ، كه شايد غير متناهى باشد ، نزديكى نمايد . و همچنين ممكن است در آن واحد ساير درجات و مقامات بهشت را سير نمايند و در همه جاى آن حاضر باشد ؛ زيرا كه مادهء جسمانيه از براى بدن او نيست كه وقوع در مكانى مانع شود از مكان ديگر . و ممكن است در آن واحد ببيند « 1 » تمام اهل بهشت را از هر كس كه خواهد . و صحبت داشتن با يكى مانع نباشد از مخالطت با ديگرى .
و بدن اهل بهشت سراپا نور ، و بهشت از نور ايشان روشن باشد . و فى الحقيقه بهشت جلوهاى است از تجلى مؤمن و مرتبهاى است از مراتب اخلاق و صفات او .
پس هر كس فى الحقيقه در بهشت سير كند مرتبهء ذات و صفات و معرفت خود را .
و درجات بهشت ، كه بعضى فوق بعض است ، از تفاوت درجات معرفت است .
و وسعت بهشت عبارت از سعهء وجود مؤمن است كه « ما وسعني ارضي و سمائي بل وسعني قلب عبدي المؤمن » . « 2 » و مؤمن أدنى نتواند سير كند درجات مؤمن اعلى را ،
هامش
( 1 ) . الف و ب : به بيند .
( 2 ) . عوالي اللآلي ، ج 4 ، ص 7 ، ش 7 : و في الحديث القدسي ، يقول اللّه عزّ و جلّ : « لا يسعني أرضي و لا سمائي ، و لكن يسعني قلب عبدي المؤمن » .