گمراهى ايشان بدانند ، تا گروه سنّى قدر نعمت ايزد تعالى شناسند « 1 » كه ايشان را توفيق « 2 » و عصمت خويش از چنان ضلالتها نگاه داشت ، آنگاه شكر آن نعمت به قدر وسع بگويند چنين كه :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ »
« 3 » .
و ديگر آنكه حجّت خصم دانسته باشد و بر عثرات و فضايح مذهبها واقف گشته باشند تا به آسانترين وجهى خصمان را توانند ملزم كردن و نيز خوبى آنگاه پيدا آيد كه در مقابلهء آن زشتى بيند و داند كه اختيار او سخت نيكو بوده است و با قانون عقل درست و راست ، پس بصيرت و يقين او در مذهب بر جادّهء خود بدين سبب زيادت گردد . و اين كتاب را بيان الاديان نام نهاديم و فهرست ابواب اينجا پيدا كرديم تا جوينده را آسان بود و اللّه الموفّق و صلّى اللّه على محمّد و آله :
باب اول : در پيدا كردن آنكه در همهء روزگارها به همهء اقليمها بيشتر خلق به صانع عزّ و جلّ مقرّ بودهاند و مقرّند ؛
باب دوّم : در بيان مذهبها كه پيش از اسلام داشتهاند ؛
باب سوّم : در بيان اين خبر كه پيغامبر عليه السّلام گفت « امّت من پس از من به هفتاد و سه فرقه شوند » و وجه و اسناد آن خبر و شرح و معنى آن ؛
باب چهارم : در بيان مذهبهاى اسلام و پيدا كردن مقالت هر يكى و شرح القاب ايشان به استقصا ؛
باب پنجم : در پيدا كردن حكايات و نوادر گروهى كه بيرون آمدند و دعويهاى محال كردند ، گروهى دعوى خدايى و گروهى دعوى پيغامبرى .
و در اين ابواب آنچه گفتيم و بنوشيم از خويشتن نگفتيم بلكه از آموخته و خوانده گفتيم ؛ چه آنچه پيش استادان و امامان خوانديم و چه آنچه به تلقّف ياد گرفتيم و چه آنچه از كتب معروفان التقاط كرديم و بيشتر از نام استادان و نام آن كتب ياد كرديم و سخن را بدان حوالت كرديم تا نگرندهء در اين كتاب چيزى كه او را خوش نيايد به ما حوالت نكند ، بعد از آنكه گفتهاند :
هامش
( 1 ) در چاپى : شناسد .
( 2 ) - ظاهرا : به توفيق .
( 3 ) - سورهء اعراف 7 قسمتى از آيهء 43 . ( م . د . ) .