تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
مىباشذ . ديكر كوئيم [ 16 ] كه بيرون از آنجه ما را معلوم است يا شنيده‌ايم بسيار جيزهاء ديكر باشذ كه حق تعالى بر آن حكم كنذ كه ما آن را ندانيم بلك البتّه بايذ كه باشذ تا افعال او احوال و صنع بارى تعالى نامتناهى بوذه باشذ . جون اين معنى عرضه داشت به بندكى حضرت بسنديذه آمذ . فرموذ كه بايذ كه بدانند كه مرك و زندگى جند نوع است و تفاوت و كيفيّت آن جكونه ؟ و بايذ كه آن را و آنجه ارواح همه متساوى است يا نه ؟ و آنجه جون مقرّر است كه آدمى بعقل ، شريف است جكونه است ؟ كه بعضى عقلا بندهء شخصى مىشوند كه عقل او ازيشان قاصر باشذ ، بايستى كه اكر بنياذ بر زيادتى عقل بوذى عاقلان از همه بزركتر بوذندى و بعضى بخلاف آن مىباشذ . و بايذ كه تو درين باب على حده رساله بنويسى و به حضرت ما آورى تا آنج ما را نيز روى نمايذ بران اضافت كنيم . سر بر زمين نهاذه عرضه داشتم كه همجنان كنم . بعد از ان بمباركى روانه شذ و اين بنده باز سر نوشتن تتمّهء سؤال و جواب مذكور رفت و آن تا اينجا رسيذه بوذ كه بيان كرديم كه عقوبتى كه آن مشتركست ميان تكذيب آيات و ميان تكبّر كه با تكذيب آيات اضافت شذه باشذ و آن آنست كه فرموذه :
« وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ »
« 1 » و تقرير آن بر آن وجه است كه جون حق تعالى جهت مكذّبان آيات بموجبى كه ثبت كشته منزل فرموذه و حكم ايشان بخلود در دوزخ كرده ، و همجنين جهت مشركان بجند موضع حكم فرموذه و در آخر فرموذه :
« [ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ ، وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ]
« 2 » . و درين الّا ما شاء اللّه اميذى مىتوان داشت و در آيتى ديكر كه جهت مكذّبان و متكبّران منزل كردانيذه و مطلق فرموذه كه :
« وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ »
« 3 » ، جون مطلقا نفى بهشت كرده ، آن اميذ نيز منقطع ميشوذ . جه تكبّر با آن اضافت شذه و نفى مطلق بواسطه اضافت شذن تكبّر است ، تا آن اميذ نتوان داشتن . بس اين نااميذى مخصوص بوذ بمتكبّران كه اضافت مكذّبان شذه باشند و آن مبالغت نيز كه فرموذه كه :
« حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ »
« 4 » هم بذان مخصوص و از فحواى آيت كه در آن باب من بعد ياذ كنيم ، روشن
هامش
( 1 ) - الاعراف ( 7 ) : 40 ( 2 ) - المائده ( 5 ) : 72 در اصل : جاى آيه خالى است . ( 3 ) - الاعراف ( 7 ) : 40 ( 4 ) - ايضا : 40
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 27 | رشيد الدين فضل الله همدانى