آمدى بديدى تا رضاى من در آن بودى يا نه ؟ اگر رضاى من بودى بكردى ؛ و اگر نه ترك كردى ، ازينجا خليل من شد .
74 -
السّعيد من وعظ بغيره .
( 1 ) نيكبخت آنست كه پند گيرد بغيرى .
هر كه زايد سعيد از مادر * پند گيرد ز كار شخص دگر
يعنى هر كه سعادت و عاقبت جويد و خواهد كه بهر دو گيتى نيكبخت شود چيزى كه ديگرى بكردن آن در محنت و بلا افتد و بهر دو گيتى زيانكار گردد از آن دور بود ؛ چنان كه بيند كه يكى ميان خلق خدا بسبب دروغى و مشقتى برخوردارى كند و بمراد رسد جواب و و بال آن در گردن وى بماند ، پس بايد كه هيچ كس از اعتبار گرفتن به حال « 1 » ديگران خالى نبود .
75 -
الشّقىّ من شقى في بطن أمّه .
( 2 ) بدبخت آن بود كه بدبخت بود در شكم مادرش ؛ اين خبر دروغ است و مصطفى عليه السلام مثل اين نگويد كه بفعل خويش بدبخت شود آنكه عقل تمام دارد « 2 » .
76 -
كفّارة الذّنب النّدامة .
( 3 ) كفّارهء گناه پشيمانى بود از گناه .
هر كه كرد او گنه بنادانى * هست كفّارتش پشيمانى
77 -
الجمعة حجّ المساكين .
( 4 ) مسجد جمعه رفتن حجّ مسكينانست ؛ يعنى هر كه مال ندارد كه بدان حجّ كند چون آدينه باشد غسل كند و از بهر نماز به مسجد رود ثواب حاجيان بيابد ، و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله ميفرمايد كه : شب آدينه و روز آدينه بيست و چهار ساعت است
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « بمآل » يعنى بعاقبت و سرانجام .
( 2 ) در نسخهء ديگر : « و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله مانند اين سخن بگويد كه بنده بفعل خويش بدبخت شود و آن كه عقل تمام دارد » مراد بدين گفتار اثبات اختيار و نفى جبرست ؛ زيرا كه ظاهر خبر دلالت بر ثبوت جبر مىكند و ساير علما نيز در قبول اين خبر توقف دارند و يا توجيه ميكنند .