هر نيكى صدقه است ؛ يعنى هر كه چيزى ندارد كه به صدقه دهد بدان نيكى كه كند اگر چه با توانگران كند ثواب صدقه دهندگانش باشد .
87 -
مداراة النّاس صدقة .
( 1 ) مدارا كردن با مردم صدقه است .
هر كه با مردمان مدارا كرد * دادن صدقه آشكارا كرد
88 -
الكلمة الطّيّبة صدقة .
( 2 ) سخن خوش صدقه است ؛ يعنى كسى را كه توانائى مال نباشد كه آن به صدقه دهد سخن وى چون خوش بگويد به صدقه بنويسند و ثواب صدقه يابد .
89 -
ما وقى به المرء عرضه كتب له به صدقة .
( 3 ) آنچه بايد [ مرد را كه در نام نيك و عيال بدان واپايد و نفس خويش را « 1 » ] او را بدان صدقه بنويسند ؛ يعنى هر كه از كسى ترسد از زبانش يا از وجهى ديگر پس چيزى بوى دهد و شرّ وى از خود باز دارد به صدقه نوشته آيد .
آنچه دارد نگاه مرد بدان * عرض خود را چو صدقهء داد آن
90 -
الصّدقة على القرابة صدقة و صلة .
( 4 ) صدقه بر خويشاوندان صدقه بود و پيوستن بود ؛ يعنى هر كه در قرابت وى درويشى بود و با وى خير كند از دو وجه ثواب يابد ؛ يكى ثواب صدقه ، دويم صواب رحم پيوستن .
صدقه دادن بخويش خود ز كرم * صدقه و صلهء رحم باشد « 2 »
91 -
الصّدقة تمنع ميتة السّوء .
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر بجاى عبارت ميان دو قلاب : « مردم را كه در نام و ننگ و عيال را بدان بايد و نفس خويش را همچنين » .
( 2 ) اين شعر در اصل نسخه چنين است كه به نظر ميرسد .