( 1 ) من در دامن شما دوسيدهام « 1 » و شما را از آتش باز ميدارم و شما در آتش ميشويد مانند چراغ پره « 2 » يعنى چندان كه توانستم نصيحت و پند دادم شما را و شما نمىشنويد تا لا جرم در آتش افتيد .
784 -
إنّا لا نستعمل على عملنا من أراده « 3 » .
( 2 ) ما بر كار خود داريم آن را كه ما را طلب كند نه آنكه قضا و عمل كند .
785 -
إنّك لا تدع شيئا اتّقاء اللَّه الّا أعطاك اللَّه خيرا منه .
( 3 ) تو دست بندارى هيچ گناهى از ترس خدا الّا كه خداى تعالى ترا بهتر از آن بدهد هم در دنيا و هم در آخرت .
786 -
إنّ من موجبات المغفرة بذل السّلام و حسن الكلام .
( 4 ) از چيزهائى كه آمرزش خدا واجب كند سلام فاش داشتن است بر مسلمانان و سخن نيكو گفتن .
787 -
إنّ الدّنيا حلوة خضرة و إنّ اللَّه مستخلفكم فيها فناظر كيف تعلمون .
( 5 ) دنيا خرّم و شيرين است و خداى تعالى شما را از پس يك ديگر در آن مىنشاند « 4 »
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « دوسيدن بر وزن پوسيدن بمعنى چسبيدن و ملصق شدن و رسيدن و لغزيدن باشد » .
( 2 ) « چراغ پره » معنى « فراش » و « جنادب » است ؛ در منتهى الارب گفته : « فراشه كسحابة پروانهء چراغ ؛ فراش جمع منه المثل أطيش من فراشة » و نيز گفته : « جندب بالضمّ نوعى از ملخ » . ابن الاثير در النهايه گفته : « الجنادب جمع جندب بضمّ الدال و فتحها و هو ضرب من الجراد و قيل : هو الذى يصرّ في الحرّ » .
( 3 ) گويا مراد آنست كه ما كار را به كسى ميدهيم كه كار را براى ما انجام دهد و هواخواه ما باشد نه به كسى كه طالب جاه و مقام بود و قصدش احراز منصب و مرتبه باشد نه انجام خدمت ما .
( 4 ) در نسخهء ديگر : « ميشتابد » و در ديگرى : « ميشناسد » پس معنى « استخلاف » شبيه بمضمون اين بيت است :« يكى ميرود ديگر آيد بجاى * جهان را نمانند بىكدخداى »