( 1 ) بيماران را باز پرسيد و عيادت بيماران بفضيلت داريد ، و از پس جنايزهاى « 1 » مسلمانان سعى كند و برويد كه اين فعل قيامتست كه با ياد مردمان آورد « 2 » .
530 -
و ليكن بلاغ أحدكم من الدّنيا كزاد الرّاكب .
( 2 ) بايد كه هر يك از شما بسنده « 3 » كند از مال و اسباب دنيا بدان قدر كه بر شترى نهند و مسافرى را تمام بود كه شما همه رهگذريد . سعد بن مالك و برادرش مسعود هر دو در پرسيدن سلمان فارسى رحمه اللَّه شدند سلمان بگريست آنگاه گفت : دانيد كه بچه ميگريم ؟ بر آنكه رسول عليه السّلام با ما عهدى كرد و ما بجاى نياورديم .
531 -
اغتنم خمسا قبل خمس ؛ شبابك قبل هرمك ، و صحّتك قبل سقمك ، و غناك قبل فقرك ، و فراغك قبل شغلك ، و حياتك قبل موتك .
( 3 ) رسول عليه السّلام پند ميدهد و موعظت مىكند و ميفرمايد كه : پنج چيز بغنيمت داريد پيش از پنج چيز :
اوّل - برنائى بغنيمت داريد پيش از پيرى .
دويّم - تندرستى پيش از بيمارى .
سيّم - توانگرى بغنيمت داريد پيش از درويشى .
چهارم - فراغت بغنيمت داريد پيش از آنكه مشغول شويد .
پنجم - زندگانى بغنيمت داريد پيش از آنكه مرگ شما را دريابد يعنى اين پنجگانه بجاى آريد و بطاعتها شتابيد 532 -
ليأخذ العبد من نفسه لنفسه ، و من دنياه لآخرته ، و من الشّيبة قبل الكبر ، و من الحياة قبل المماة ، فما بعد الدّنيا من دار الّا الجنّة أو النّار .
هامش
( 1 ) در نسخهء دانشگاه : و نسخهء آقاى باستانى راد « جنازههاى » .
( 2 ) در اينجا نيز اختلاف ميان اين شرح و نسخ شهاب هست .
( 3 ) در برهان قاطع گفته : « بسند بر وزن سمند سزاوار و كافى و كفاف و كفايت را گويند و بمعنى تمام هم آمده است و بسنده بر وزن رونده نيز بمعنى بسند است كه سزاوار و كافى و تمام باشد » .