زوال خورشيد شرط وجوب نماز يا سفر ، شرط وجوب قصر يا بلوغ عاقد ، شرط حصول ملكيت ويا صيغه خاص ، شرط تحقق زوجيت است ، در حقيقت قيودى است كه در جانب موضوع لحاظ ومفروض الوجود گرفته شده است ؛ هرچند از آنها به شروط تعبير شده است .
بنابر اين ، شرط در اين موارد به موضوع بر مىگردد ؛ چنان كه موضوع حكم نيز به شرط برمىگردد وهمان گونه كه جمله « شراب حرام است » به اين جمله « اگر اين مايع شراب است ، پس حرام مىباشد » برمىگردد . همچنين جمله « اگر مستطيع شدى حج بگزار » به اين جمله « مستطيع حج مىگزارد » بر مىگردد . از اين معنا گاه با جمله حمليّه وگاه با جمله شرطية تعبير مىشود ومقصود در هر دو يكى است . 2
قيود ومتعلقات احكام : متعلقات احكام ، همچون طهارت واستقبال نسبت به نماز كه از آنها به شروط تعبير شده است نيز در حقيقت قيود مأمورٌبه مىباشند ؛ بدين معنا كه - در مثال فوق - مأمورٌبه مطلق نماز نيست ؛ بلكه حصّهاى خاص از آن همراه با آن خصوصيات ( طهارت واستقبال ) مىباشد . بنابر اين ، تقيد به آن خصوصيات جزء مأمورٌبه است . البتة جزء تحليلي نه جزء خارجي . 3
قيود ومعاملات : در معاملات ، مقيّد يا عين خارجي است يا كلى ويا عمل . اگر عين خارجي باشد ، وصف اخذ شده در آن سه گونه قابل تصور است :
1 ) . وصف از مقوّمات موضوع ودخيل در صورت نوعي آن باشد ؛ يعنى دخيل در تحقق عنوان موضوع باشد ، مانند اينكه اين جسم زرد را به عنوان طلا يا اين حيوان را به عنوان گوسفند بفروشد . اين گونه أوصاف ، شروط به شمار نمىروند ؛ زيرا شروط ، خارج از ماهيت مشروط اند ؛ در حالي كه اين أوصاف داخل در ماهيت مقيّداند . بنابر اين ، اين جمله كه اين جسم زرد را به شرط طلا بودن به تو فروختم ، به منزله اين جمله است كه اين طلا را به تو فروختم .
2 . وصف از اعراض وأوصاف خارجي موضوع باشد ، مانند آنكه برده را به شرط سواد داشتن بفروشد . صفت سواد ، خارج از ذات است وشرط محسوب مىشود ؛
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 715
مساهمون: موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت ( ع )
ص٧١٥