باطل است ؛ 2 ليكن برخى آن را استثنا كرده ونماز خواندن در آن را جايز دانستهاند . 3
قالى - - ) فرش
قامت
قامت : مجموع قد واندام انسان كه به چشم مىآيد .
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت وصلات سخن گفتهاند .
مستحب است گودى قبر به اندازهء قامت يا تا ترقوه ( - - ) ترقوه ) انسان باشد . 1 ملاك در اندازهء قامت ، فرد معتدل است . 2
بر پايهء برخى روايات ، وقت نماز ظهر تا رسيدن سايه به اندازهء قامت انسان ووقت نماز عصر تا رسيدن سايه به دو برابر قامت امتداد دارد 3 ( - - ) اخبار قامت وقامتين ) .
قامصه
قامِصه : زنى كه ناگهان از جا مىپرد .
قامصه از « قمص » به معناى رميدن واز جا پريدن آمده است وزنى را گويند كه درپى اقدام تحريك برانگيز كسى ناگهان از جا مىپرد . 1
منشأ كاربرد اين واژه در كلمات فقها دو روايت به نقل از اميرمؤمنان ، علي عليه السّلام است كه در پاسخ اين سؤال كه دخترى سوار بر دوش دخترى ديگر شد وفرد سومى دختر مركوب را نيشگون گرفت ( قارصه ) ويا سيخى به أو زد ( ناخسه ) وأو بر اثر اين اقدام از جا پريد ودختر راكب به زمين افتاد ومرد ، در يكى از دو روايت آمده است : نصف دية بر عهدهء فرد سوم ( تحريك كننده ) ونصف ديگر بر عهدهء قامصه ( مركوب ) است 2 ودر روايت دوم آمده است : يك سوم دية بر عهدهء فرد سوم ويك سوم بر عهدهء قامصه ويك سوم ديگر ساقط است ؛ زيرا دختر راكب از روى عبث وبازى سوار قامصه شده است . 3 از آن در باب ديات سخن گفتهاند .
هامش
( 1 ) . فرهنگ بزرگ سخن ، واژهء « قاقم »
( 2 ) . العروة الوثقى 2 / 339 - 340 ؛ مهذب الاحكام 5 / 294 - 295
( 3 ) . منهاج الصالحين ( سيستانى ) 1 / 177 .
( 1 ) . جواهر الكلام 4 / 299 - 300 ؛ العروة الوثقى 2 / 118
( 2 ) . جواهر الكلام 4 / 301
( 3 ) . جواهر الكلام 7 / 75 - 77 ) .