3 . مُعتَق : آزاد شونده بايد مملوكِ آزاد كننده باشد و نيز مرتكب جنايت عمدى نشده باشد . 14 آيا در مُعتَق اسلام نيز شرط است يا نه ؟ اختلاف مىباشد .
مشهور آن را شرط مىدانند . 15 بنابر قول اول ، برخى در صورت نذر عتق بردهء كافر ، آزادكردن او را صحيح دانستهاند . 16
آزاد كردن بردهء مخالف مكروه است ؛ ليكن آزاد كردن بردهء مستضعف ( - - ) مستضعف ) كراهت ندارد . 17
آزاد كردن بردهء مؤمن ، بويژه بردهاى كه هفت سال در خدمت مولاى خود بوده مستحب است ، مگر آنكه در تأمين هزينههاى زندگى خود ناتوان باشد كه در اين صورت آزاد كردن وى مكروه است و اگر آزاد كرد ، مستحب است او را در تأمين هزينههاى زندگىاش يارى كند . 18
با تعدد برده ، آيا هنگام آزاد كردن ، تعيين مُعتَق به اسم يا صفت و مانند آن شرط است يا نه ؟ اختلاف مىباشد . اكثر قائل به عدم اشتراطاند . بنابر اين قول ، براى تعيين به مُعتِق رجوع مىشود .
برخى گفتهاند : براى تعيين به قرعه رجوع مىگردد . 19
ديگر احكام : از مصارف زكات ، سهم رقاب ( بردگان ) است كه از آن براى آزادى اصناف زير از بردگان استفاده مىشود :
1 . بردهء مكاتب ناتوان از پرداخت مال الكتابة ( - - ) مكاتبه ) .
2 . بردهء مسلمانى كه در تنگنا و سختى قرار گرفته است .
3 . مطلق برده ، در صورتى كه جز برده ، نيازمندى وجود نداشته باشد . 20
از خصال كفّاره ، آزاد كردن برده است 21 ( - - ) كفّاره ) .
مولايى كه به قصد قربت بندهاش را آزاد كرده ، با شرايطى از او ارث مىبرد و در ازاى آن ، ضامن جريرهء او ( - - ) جريره ) خواهد بود 22 ( - - ) ولاء ) .
چنانچه مولا بخشى از بردهء خود - مثل ثلث او - را آزاد كند ، بنابر قول مشهور ، آزادى به تمام برده سرايت مىكند و او آزاد مىگردد ( - - ) سرايت ) .
برخى قائل به عدم سرايت و در نتيجه آزادى همان بخش از برده شدهاند . 23
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت ( ع )
ص٣٢٥