اين آيين جاهلى ، همچون ديگر رسوم جاهلى مربوط به قربانى ، در اسلام باطل اعلام شده است . 4
عتيق
عتيق : اسب اصيل تازى / قديم ؛ كهن / بردهء آزاد شده ( - - ) عتق ) .
عتيق به معناى نخست به اسبى گفته مىشود كه پدر و مادر آن عربى باشند ؛ مقابل بِرذَون ( - - ) برذون ) . از آن به مناسبت در باب زكات و تجارت سخن گفتهاند .
دادن زكات ماديان در صورت چرنده بودن در طول سال در چراگاه طبيعى و سپرى شدن يك سال از زمان مالكيت آن ، مستحب است . مقدار آن دو دينار براى هر رأس اسب تازى است 1 ( - - ) اسب ) .
جهاندن الاغ بر اسب نجيب مكروه است . 2
از عتيق به معناى دوم به مناسبت در باب تجارت سخن گفتهاند .
در بيع سلف ( - - ) بيع سلف ) اوصاف كالاى مورد معامله بايد مشخص شود .
از جملهء اين اوصاف در برخى كالاها ، تازه يا قديمى و كهنه بودن كالا است ، مانند روغن ، پنير و خرما كه بايد مشخص شود جديد و تازه است يا قديم و كهنه . 3
عتيقه
- - ) آثار باستانى
عجان
عِجان : بين دُبُر و قُبُل مرد .
از آن به مناسبت در باب صلات و ديات سخن گفتهاند .
عورت كه پوشاندن آن از ناظر محترم واجب مىباشد ، به قول مشهور تنها قبل و دبر است و عجان عورت به شمار نمىرود 1 ( - - ) عورت ) .
در جنايت بر عجان ؛ به گونهاى كه موجب شود شخص نتواند بول و غايط خود را كنترل كند ، ديهء كامل ثابت است . 2
هامش
( 1 ) . الكافى ( كلينى ) 8 / 28 *
( 2 ) . تذكرة الفقهاء 8 / 305 ؛ الدروس الشرعية 1 / 492 *
( 3 ) . لسان العرب و مجمع البحرين ، واژهء « عتر » ؛ مرآة العقول 25 / 63 *
( 4 ) . الدروس الشرعية 1 / 492 .
( 1 ) . جواهر الكلام 15 / 292 *
( 2 ) . 22 / 467 *
( 3 ) . تذكرة الفقهاء 11 / 305 و 315 .