ضلالت
- - ) گمراهى
ضمّ امين
ضَمّ امين : ضميمه كردن فردى امين از سوى حاكم شرع به ولىّ ، قيّم و مانند آن .
در برخى موارد كه ولىّ ، قيّم و متولى يا ناظر وقف توان انجام دادن و پيگيرى امور مولّى عليهم را ندارند يا فسق و خيانتى از آنان ديده شود ، حاكم فردى امين را براى مساعدت و يا نظارت بر كارهاى آنان تعيين مىكند . از اين اقدام حاكم در اصطلاح به « ضَمّ امين » تعبير مىشود . 1
( - - ) امانت )
ضمان
ضَمان : اشتغال ذمّه به چيزى / تعهّد و التزام .
ضمان در لغت به معناى كفالت و غرامت كشيدن ( پرداخت غرامت ) آمده 1 و در كلمات فقها در يكى از سه معناى زير به كار رفته است :
1 . مطلق اشتغال ذمّه ، به هر سببى از اسباب . بنابر اين ، هر كه ذمّهاش مشغول به چيزى شود ، ضامن آن است . اسباب اشتغال ذمّه متعدد و مختلف است ، از قبيل : تلف كردن مال ديگرى ( - - ) اتلاف ) از روى ستم ( - - ) قاعدهء اتلاف ) ؛ معاملهاى كه در آن دو عوض و يا يكى از آن دو كلّى باشد ؛ حكم شارع مقدس همچون ضمان حقوق شرعى از زكات و خمس پيش از پرداخت آن به مستحقان ؛ جريمه مالىاى كه به سبب كشتن يا آسيب رساندن به ديگرى از روى خطا بر ذمّهء فرد مىآيد ( - - ) ديات ) و عقد ضمان كه خواهد آمد . 2
2 . مطلق تعهد و التزام به مال يا نفْس .
اين معنا از ضمان با انشاى تعهد و التزام تحقق مىيابد . تعهّد گاه به احضار كسى و گاه به پرداخت مالى ( دين ) است . در فرض دوم ، تعهد كننده يا بدهكارِ مضمون عنه است و يا نيست . تعهد به احضار كسى كفالت ( - - ) كفالت ) و به پرداخت بدهى از سوى بدهكار به مضمون عنه حواله ( - - ) حواله )
هامش
( 1 ) . المبسوط 8 / 96 ؛ الوسيلة / 371 ؛ تحرير الاحكام 3 / 379 ؛ وسيلة النجاة / 566 ؛ حقوق مدنى ( امامى ) 5 / 220 .