الف - آزادى يافتن
اين ديدگاه آدمى را از كليهء جبرهاى مادّى مىرهانَد :
1 - بداء انسان را از سابقه ، تاريخ و هر آنچه در زندگى اوست آزاد مىسازد ، پس چون من - براى مثال - از قومى عقب مانده هستم ضرورتاً نبايد عقب مانده بمانم ، اگر انسانى بدبخت ، تهىدست و مستضعف هستم لزوماً نبايد بر اين وضع باقى باشم ، بلكه مىتوانم خود را از گذشتهء زندگى خويش آزاد كنم اگر در گذشته اهل گنهكارى و تبهكارى بودم شايسته نيست كه يأس به خود راه دهم و از رحمت خدا نوميد گردم . هيچ يك از اين امور نمىتواند مرا وا دارد كه در سلّول تاريك تاريخ خود و يا قومم باقىبمانم ، زيرا خدا آنچهبخواهد مىكند و هر روزهبهكارى مىپردازد ومقام كبريايىاش توبهء خطاكارانرا مىپذيرد . آيهتوبه ساحرانى كه در مدّتى طولانى از عمرشان ، فرعون را مىپرستيدند نپذيرفت ؟ چون آنها توبه كردند خدا توبهء آنها را پذيرفت . چنان كه پروردگار توبهء قوم يونس را نيز قبول كرد . خداوند مىفرمايد :
فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ « 1 » .
« چرا مردم هيچ قريهاى به هنگامى كه ايمانشان سودشان مىداد ايمان نياوردند مگر قوم يونس كه چون ايمان آوردند عذاب ذلت در دنيا را از آنان برداشتيم و تا هنگامى كه اجلشان فرا رسيد از زندگى برخوردارشان كرديم . »
إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا . . . « 2 » .
« اگر نيكى كنيد به خود مىكنيد و اگر بدى كنيد به خود مىكنيد . . . »
2 - انسان در پرتو آگاهى از بداء و امكان متحوّل شدن ، از جبر بايدهاى اجتماعى ، آزادى مىيابد . او مجبور نيست بتهايىرا بپرستد كه جامعهءاو مىپرستد ،
هامش
( 1 ) - سورهء يونس ، آيهء 98 .
( 2 ) - سورهء اسراء ، آيهء 7 .