كه اكثر از شاهزادگان و درباريان و وابستگان سلطنت مانند ظهير الدوله به تصوف رو مىآورند ، چه علتى داشت كه آقا على تصوف خود را پنهان دارد ؟
علاوه از خبر واحد بودن نوشتهء نائب صدر و ترديدهاى ديگر كه در اين خبر وجود دارد ، خود آقا على نيز در اكثر موارد كتاب حاضر ، عقايد بعضى از صوفيان را نقد و بررسى و بسيارى از آنها را رد و معدودى را قبول مىكند و اين كار از روش صوفيان به دور است ، معلوم مىشود كه مؤلف حالت فلسفى و انتقادى خود را در مقابل روش متصوفه كه عبارت از تبعيت بىچون و چرا از پيران طريقت است از دست نمىدهد ، اين روش او بيش از هر دليل ديگرى خواننده را به تأمل و ترديد وامىدارد . تا چه رسد به خبر واحد بودن طرائق الحقايق .
همچنانكه در سطور پيش اشارت رفت يكى از منابع مهمى كه در دورهء زندگى آقا على تأليف يافته و نامى از او آورده است ، و مأخذ اكثر تأليفات بعدى قرار گرفته ، كتاب المآثر و الآثار اعتماد السلطنه وزير انطباعات دورهء ناصرى مىباشد كه شامل نكات مهمى دربارهء شخص آقا على است :
« استاد 5 الاساتيد آقا على زنوزى سلمه اللّه تعالى : خلف مرحمت پناه آقا عبد اللّه مدرس . تدريس مدرسهء مرحوم ميرزا محمد خان سپهسالار قاجار واقعه در دار الخلافهء تهران با وى متعلق مىباشد .
در معقول و منقول از جملهء فحول معدود است ، هم در حكمت متعالى تدريس مىنمايد و هم در كتب فقه استدلالى .
و در ميان جميع علماء عصر در قصر قامت و صغر جثهء آن بزرگوار كس ديده نشده است ، چنان كه به علوّ نظر و رفعت شأنش . صنعت شمسى را خود به رأى العين مشاهده فرموده و در استخاره و تفأل به قرآن كريم نظرى آنچنان صائب دارد كه اخبار از ضمير و غايب مىكند .
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة شرح حال 6
مساهمون: آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)
صشرح حال ٦