تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
اوست فاذا حصلت سكن ، پس بايد فاعل و مبدء حركت فلك كه حركتش دائمى است امر بين الامرين باشد و او نفسانى است و هو المطلوب . [ 510 ] قوله « فاذا برد . . . » « 1 » حرارت تفريق متّفقات مىكند پس آب هر گاه حرارت پيدا كرد متصاعد مىشود به كرهء هوا و جسم لطيفى مىشود . اگر برودت پيدا كرد منجمد مىشود پس در حالى كه حارّ است حركت مىكند به جهتى كه در حال برودت حركت به آن جهت نمىكند بلكه به جهت ديگر حركت مىكند پس در حالت برودت كه جمود دارد بكرهء خود بهتر حركت مىكند از آنكه حار باشد . [ 511 ] قوله « عن الارادة الكلية . . . » « 2 » و تفصيل الكلام فى هذا المقام آن است كه اوّلا تصور مىكند متحرك مطلق حركت را ، پس كلّى حركت را ، ثم ملاحظه مىكند مبدء و منتهاى حركت را على سبيل الاجمال و الكلّى اى الاحاطة الاجمالية ثم يتصوّر حركة جزئية ، پس آن حركت كليه است اوّل عبارت از كلّى منطقى است ، دوّم احتمالى است كه مقابل تفصيل است و يك حركت جزئية است كه هر قطعه از حركت است و بالجملةاى ما اليه الحركة كه غاية حركت است مشخص است ، اين منتهاى حركت امر معين معلومى است يك ارادهء كليهء منبعث از نفس متحرك مىشود به مطلق حركت و چون ملاحظه مسافت معيّنه . . . تصور مىكند حركت بين المبدء و المنتهى از آن ساخت را على سبيل الكلّية ثم جزء بجزء از ادوات جزئية از نفس منبعث مىشود و در هر اراده جزئية يك حركت جزئيه متحقق مىشود . و اگر منتهاى حركت معين نباشد مثل كسى كه . . . مىرود يا كه در تاريكى چيزى گم كرده باشد غايتى را معين نكرده بلكه در هر جا يافت بشود برمىگردد پس نمىداند كه منتهاى حركت او كجاست احتمال مىدهد در يك فرسخى باشد يا ربع يا نصف فرسخ و هكذا باز اين بيان جارى است زيرا كه او منتهى و غاية معينهء معنويه دارد كه وصول به مطلوب باشد اگر چه غايت معينهء محسوسه ندارد مثل قسم
هامش
( 1 ) . 177 / 8 . ( 2 ) . 177 / 16 .
مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى) — صفحة 441 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس) / محسن كديور