حسن و بعد از او امام حسين و . . . كه دوازدهمين نفر آنها حضرت حجت بن الحسن العسكرى ( صلوات الله عليهم ) است و در حال حاضر زنده است و از پشت پرده غيب امت اسلامى را رهبرى مىكند و منتظر روزى است كه خداى متعال فرمان ظهورش را صادر كند تا جهان بشريت را پر از عدل و داد كند . بعقيده اهل سنت ، ابوبكر و عمر بن خطاب و عثمان و معاويه و يزيد و . . . اين مسئوليت را بر عهده دارند اگرچه خدا آنها را تعيين نكرده و پيامبر اسلام در مورد آنها سخنى نگفته است ولى مردم آنها را برگزيده و برسركار آوردهاند و مقام بسيار بزرگ ( اولوا الامرى ) را به آنها دادهاند و در اين صورت فرمان معاويه و يزيد ، عبدالملك و . . . از فرمان قرآن و پيامبر ( ص ) مقدم است و بلكه از فرمان خدا هم جلوتر است چنانچه حجاج مىگفت اگر قرار بر اين باشد كه هشام بن عبدالملك از من بخواهد كعبه را تخريب كنم ، قرآن را زير پا بگذارم من همه اينكارها را انجام مىدهم زيرا فرمان او مقدم است و . . . به هرحال كشتن امام زمان كه حجت خداست و جانشين پيامبر ( ص ) و همرديف قرآن است با كدام معيارهاى دينى و مذهبى قابل توجيه است ؟ مگر بنى اميه و آل زياد و مروان ، حضرت امام حسن و امام حسين صلوات الله عليهما را بشهادت نرسانده اند ؟ اينها چه دليلى داشتند كه توانستند نور خدا را به راحتى خاموش كنند ؟ آيا بر طبق قرآن و احاديث پيامبر اسلام ( ص ) دست به اين عمل فجيع و بسيار دردناكى زدند ؟ آيا امام حسين ( ع ) از مسير دين خدا منحرف شده بود ؟ آيا جنايتى كرده بود ؟ آيا بر خلاف دستورات خدا رفتار كرده بود ؟ وقتى كه او معصوم و حجت خداست همه بايد خود را با او تطبيق دهند چون كه همه مسلمانان دين و قرآن و احكامشان را از امامان معصوم گرفتهاند و آنها مىتوانند گمراهان و منحرفان و مفسدان را بشناسند پس جرم آنحضرت چه بود كه با اين وضع فجيع و دردناك او را بشهادت رساندند و
شرح نوين زيارت عاشورا همراه با پيام ها و رازها (فارسى) — صفحة 213
مساهمون: حميد فتاحى
ص٢١٣