تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
چون اوضاع ايران در اثر پيش‌آمدها در گوگون شد و از طرفى فشار بطلاب و روحانيت ميآوردند و زياد مزاحم طلاب ميشدند از اين جهان دل گرفته و ملول خاطر شدم بطوريكه مسموع ميشد وضع قم بهتر از وضع مشهد بود بالخصوص كه مرحوم آية اللّه حائرى مؤسس حوزه علميه قم « 1 » هم يگانه رهبر و سرپرست آنحوزه بود بهذا ميل كردم كه بقم بروم از مرحوم والد كسب اجازه كردم ايشان فرمودند نجف بهتر است از قم .
هامش
( 1 ) از اينجا ببعد را از روز يازدهم شوال المكرم‌يكهزار و سيصد و نود و پنج كه داخل در شصت و پنج سال‌بودم نوشته‌ام چون تا آنوقت بعللى تأخير افتاد . در اين ايام چون مريض شدم بطوريكه از زندگىمأيوس گشتم مبادرت به نوشتن نمودم ولى با حال ضعف‌و نقاهت ، لهذا قلم‌انداز مينويسم و چندان در بندعبارت نيستم ، پس اگر عبارات غير سليس يا غير مترقب