با مشقّت سويت آييم از ره و در دواز * نيست ما را عاصيان جز دست بر دامان تو
از پى عرض نياز * جان ما قربان تو دست ما دامان تو
حاجت ما مستمندان اى در فضل آله * عفو ما از حق بخواه اى حق بود خواهان تو
نيستت جز عفو گناه * جان ما قربان تو دست ما دامان تو
اى پناه بىپناهان ملجاء بيچارگان * دست ما گير از كرم اى بىدريغ احسان تو
حامى درماندگان * جان ما قربان تو دست ما دامان تو
گرچه ما در جنب حقّت قاصريم و بىوفا * ما گدايان را بود چشم طمع بر خوان تو
عذر خواهيم اى شها * جان ما قربان تو دست ما دامان تو
بين دل سوزان ما و ديدهء گريان ما * ايكه رحم هر بشر يكقطره از عمّان تو
رحم كن بر جان ما * جان ما قربان تو دست ما دامان تو
اى شها بر دوستانت پيرو برنا كن نظر * در دو عالم جز تو نبود ياور و ياران تو
بر ( جوادت ) هم نگر * جان ما قربان تو دست ما دامان تو
قربان تو اى امام هشتم جانم * بادا به فداى تو سروسامانم
بر ديدهء نهم خاك ره زوارّت * گردمش به همه درد بود درمانم
يارب بزيارتش مرا روزى كن * مشمول عنايتش بهروزى كن