بر درگه تو ، آوارهگانيم * اى درگهت باب الرّجاء ، شاه خراسان
شاه خراسان ، اى كان احسان الخ
اى شاه خراسان بفداى حرمت من * قربان شوم اى كاش بپاى قدمت من
شاها گرمى كن به گداى در فضلت * درمانده و محتاج گداى كرمت من
اى امام هشتمين جانها فداى جان تو * عالم و آدم همه پروردهء احسان تو
جان ما قربان تو * جان ما قربان تو دست ما دامان تو
جنّ و انس و وحش و طير و برّ بحر و نه فلك * هست با كره و رضا در طاعت فرمان تو
با همه خيل ملك * جان ما قربان تو دست ما دامان تو
ما هزاران شكر حق داريم كاز خير النّعم * شيعه پاك تو باشيم و ثناگويان تو
كرده با ما هم كرم * جان ما قربان تو دست ما دامان تو
در ده تو هرچه بر ما آيد از رنج و محن * شايد وزيبد بجنب لطف بىپايان
اى ولىّ ذور المنين * جان ما قربان تو دست ما دامان تو
بارگاهت نزد ما چون عرش دارد احترام * صد هزاران جان فداى مرقد و ايوان تو
قبلهگاه خاص و عام * جان ما قربان تو دست ما دامان تو