تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخچه نوروز (فارسى) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
آرام زندگيت بسيار . چون اين بگفتى جام به‌پادشاه دادى و خويد در دستش نهادى و انگشتر به‌وى دادى و از اينها همه آن مىخواستى كه روز نو و سال نو هر چه بزرگان نخست ديدار چشم بر آن افكنند تا سال ديگر شادمان و خرم به آن چيزها در كامرانى بمانند و آن برايشان خجسته گردد كه خرمى و آبادانى جهان در اين چيزها است . پس بزرگان دولت درآمدندى و خدمتها پيش‌آوردندى اين بود آئين برگذارى جشن نوروز تا روزگار يزدگرد پس از يزدگرد جشن نوروز و آئين جشن از خاطره‌ها فراموش گرديد . ما و سال سپرى ىمشد تجديد مىگشت كسى از نوروز و جشن ملى ياد نداشت تا نيمهء قرن دوم هجرى به‌روز كار خلافت مأمون كه به‌دستور وى خورشيد را رصد كردند در روز و ساعت ورود آفتاب به‌نقطهء اعتدال ربيعى مراسم نوروزى را به‌جا آوردند البته با بعضى تغييرات در آئين سابق و بفرمود هر سال هنگامى كه آفتاب به حَمَل آيد آئين نوروزى به‌جاى آوردند و اهل رصد زيج مأمونى ساختند . تا به‌روزگار جلال الدين ملكشاه سلجوقى استاد خيام نيشابورى مىگويد اكنون شانزده روز نوروز رصدى با نوروز حسابى تفاوت كرده سلطان سعيد ملكشاه را از حال معلوم كردند بفرمود كبيسه كنند سال را به‌جاى خويش بازآرند و دانشمندان عصر را از خراسان بياورند مانند ابو المظفر اسفرازى و ميمون بن نجيب واسطى و عبدالرحمن خازنى و ابوالعباس لوكرى و