هراتى و هر اسباسب كه رصد را بهكار آيد بساختند از ديوار و ذات الحلق و حلقهء اعتدال و دست بهكار شدند و نوروز اشتباهى كه به اواسط فروردين رسيده بود اول اعتدال ربيعى آوردند و آن روز را نوروز رصدى و اول فروردين قرار دادند كه مطابق بود با جمعه دهم ماه رمضان سال 471 هجرى قمرى در نتيجه ارصادى كه خيام و همكارانش در بارهء شمس نمودند معلوم شد كه سال رصدى سيصد و شصت و پنج روز و پنج ساعت و 49 دقيقه و 36 ثانيه است .
اينمقدار با آنچه پيش از او بهحساب آورده بودند ده دقيقه و 24 ثانيه كمتر است اگر چه اين تفاوت در يك سال و دو سال قابل ملاحظه نيست ولى مرور زمان اختلاف معتنىبه بين نوروز طبيعى و نوروز معمولى ايجاد كرده بود و ابتداء سال و فصول چهارگانه از موقع طبيعى خود خارج گشته بود .
س : نوروز را چرا عيد سلطانى و ماههاى باستانى را بهنام جلالى مىخوانند ؟
ج : خيام پس از رصد خورشيد آن سال را بهنام نوروز سلطانى اشاره بهسلطان جلال الدين نام نهاد بنابراين نوروز روزىكه ما حالا داريم نوروز اصلاحى خيام است كه نُه قرن از آن مىگذرد .
س : خمسهء مسترقه چه معنى دارد كه همه ساله به آخر سال شمسى اضافه مىشود ؟
ج : ايام ماههاى جلالى تماماً سى روز است با اين حساب طول دوازده ماه سال 360 روز است پنج روز بقيهء ايام سال را
تاريخچه نوروز (فارسى) — صفحة 30
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٣٠