پرش به محتوای اصلی

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه رضوان اكبر إله 107

پدیدآورندگان:

صرضوان اكبر إله ۱۰۷
رسد بدين و مذهب و تشيع مگر پيروان و مريدان كه ار زوى سادگى و حسن ظن اغواء و اغفال گرديده‌اند ، اينست كه چون اين گروه از اهل البيت كه ادرى بما فى البيتند منقطع شدند و مخالفت فأتوا البيوت من ابوابها كردند و بعقول ضعيفه خود مستبد شده اوهام سخيفهء خود را الهام ، و تجسم خيالات يا ترائى شياطين را ، كشف و هواهاى نفسانى خيالى را عشق ناميدند لاجرم اين اوهام و خيالات و وساوس خناسيه كه يوسوس فى صدور الناس ؛ و القاءات شياطين ، كه ان الشياطين ليوحون الى اوليائهم ، و امدادات طوائف و هواتف ابالسة كه : و اخوانهم يمدونهم فى الغى ثم لا يقصرون ، ايشانرا از روى جهالت آنها را حقيت فرض كرده و معتقد شدند حال ايشان حال جهال طوائف ديگر است كه بباطلها معتقد شده‌اند تا آنكه بت‌پرستان هم براى بتهاى خود گفتند : ما نعبدهم الا ليقربونا الى اللّه زلفى ، و چون عقول بشر مطلقا در راه توحيد و معرفت ضعيف است و نتيجهء استبداد بعقول در اين راه جز گمراهى نيست و بالخصوص كه شياطين نيز بر گمراهى كمك و امداد مىكنند از اين جهت بود كه خداوند انبياء و اوصياء را بعث فرمود تا مردم را ارشاد نمايند . رباعى :
هر كس به قدر عقلش وصفى كند خدا را * وانگه به قدر فهمش راند بر او ثنا را چون عقل و فهم هر كس در معرفت ضعيف است * حق از كرم برانگيخت ارواح انبياء را
پس آخرين حمل صحيح در گفتار و رفتارهاى ناصحيح اين گروه بر فرض آنكه ايشان را خداشناس و خداپرست بدانيم و نگوئيم مانند پولس و