گو مِىْ خورند و حافظ و مفتى و شيخ او * كايشان هميشه حيله و تزوير مىكنند
ما مِىْ نمىخوريم و ز مهدى نمىبُريم * تا بهر ما جواد چه تقدير مىكنند
معارضه با اين غزلش « آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند » كه در بارهء شاه و پير زمان خود سروده و ما در شأن ائمهء هدى عليهم السلام و ولى عصر عليه السلام سرودهايم
آنان كه خاك را حرم كبريا كنند * آيا شود حريم خدا قلب ما كنند
آنان كه خاك را به مريضان شفا كنند * آيا شود كه قلب مرا هم دوا كنند
آنان كه ذره را به نظر مىكنند شمس * آيا شود كه اين دل ما پُر ضِيا كنند
آنان كه با نظر به زبان آورند سنگ * آيا شود كه سنگ دل ما صفا كنند
آل نبى كه بر همه اشياء قادرند * آيا شود كه قلب مس ما طلا كنند
آنان كه شاهدند به هر چيز و ناظرند * آيا شود كه يك نظرى سوى ما كنند
آنان كه فيضشان به همه ماسِوى رسد * آيا شود كه گوشه چشمى به ما كنند
آنان كه خلق شد ، دو جهان از طفيلشان * آيا شود نظر به سوى ذَرّهها كنند