آن را كه روز دَرگهِ مهدى به غير تافت * در كوى حق حواله به شمشير مىكنند
جز قلبِ تيره هيچ نشد حاصلش هنوز * باطن در اين خيال كه اكسير مىكنند
او از برون در شده مغرور صد فريب * غافل كه پشت پرده چه تزوير مىكنند
حاشا كه جز طريق شريعت هر آنكه رفت * رجمش چو ديو با شهب و تير مىكنند
در حيرتم كه راه ضلالت چرا روند * يا رب مگر چه فكر و چه تصوير مىكنند
صد ساله راه با قدمى طى توان نمود * حقّا در اين معامله تقصير مىكنند
قومى به جد و جهد و رياضت به سر كنند * وز باب حق نه طاعت و توقير مىكنند
شيطانصفت خضوع نيارند بر ولى * در خود از اين خيال كه تأثير مىكنند
قومى دگر به پير مغان بسته خويش را * از تنبلى حواله به تقدير مىكنند
سر مست عيش و نوش و مِى و مُطرِبند و باز * در ادّعا بِهْ بين كه چه تقرير مىكنند
گويد به دهر تكيه مكن مى بخور به چنگ * كاين كارخانهايست كه تغيير مىكنند
بر دهر اعتماد نداريم ما ولى * كو اعتماد آن كه نه تعزير مىكنند
آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٤٥