تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آهى سوزان براى منتظران امام زمان (ع) (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

معارضه با اين غزلش « سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد » كه به نام پيرِ مُغان سروده و ما به نام امام زمان عليه السلام سروده‌ايم

سالها دل طلب وصل حق از ما مىكرد * آن چه خود داشت ز بيگانه تمنّا مىكرد گاه در صومعه صوفى و گهى دير مغان * گاه از شيخى و گاه از ذهبيها مىكرد گوهرى كز صدف كون و مكان بيرون بود * طلب از گمشدگان لب دريا مىكرد كنز مخفى كه خدا داد به ما مفتاحش * بين كه خود را به چه نفس دَلِه رسوا مىكرد مشكل خويش ببردم ببر مهدى حقّ * كو به تأييد نظر حل معمّا مىكرد دارد او با دل خوش صفحهء تكوين به دست * تا كه هر حكم و قضا با قلم امضا مىكرد گر بگويى كه كى اين لوح به او داد حكيم * گويم آن روز كه اين گنبد مينا مىكرد ليك چون غنچه دلش ، راز قضا را بنهفت * با همه حال كه هر صفحه محشا مىكرد گفت حلاج كه شد او به سرِ دار بلند * جُرمش اين بود كه او كفر هويدا مىكرد آن همه شعبده كفر بُد از او همچون * سامرى پيش عصا و يد بيضا مىكرد