مىآورند ؛ به اين معنا كه امرى كه از آن خبر داده مىشود ، حقيقت محض است و شك در آن راه ندارد .
اگر شخصى ديگرى را سخت كتك بزند ، در زبان فارسى مىگويند : « آنقدر او را كتك زد كه كشتش » . در اينجا مراد از « كشتن » ، كشتن حقيقى نيست ، بلكه « زدن شديد » است ( ضرب شديد ) ؛ اما اگر به راستى كسى را كشته باشد ، مىگويند :
« به راستى كشتش » .
در ادبيات عرب اگر بخواهيم بگوييم كه به راستى كارى را انجام داده است ، بايد در كنار فعل ، مصدر آن فعل را بياوريم . مانند : قتله قتلا ( به راستى او را كشت ) . به اين مصدر ( قتلا ) مفعول مطلق تأكيدى مىگويند كه فعل را تأكيد مىكند .
خداوند كه در قرآن مىگويد :
وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً
« 1 » ، يعنى : خداوند به راستى و بىواسطه با موسى سخن گفت ؛ مانند اينكه دو شخص باهم گفتگو مىكنند ، نه اينكه جبرئيل را فرستاده باشد .
مفعول مطلق تأكيدى را بايد در ترجمه به زبان فارسى ، به « به راستى » ترجمه كرد . « تطهيرا » نيز در آيهء تطهير
وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
مفعول مطلق تأكيدى است و براى عظمت دادن به تطهير آمده است .
تطهير در قرآن به دو معنا آمده است :
1 . پاك شدن ظاهر : مانند « طهور » در آيهء
وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً
« 2 » كه به معناى پاكى ظاهرى است .
2 . پاك شدن باطن : مانند « مطهّرون » در آيهء
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 3 » كه پاكى باطن مراد است . مفهوم آيه اين است كه تنها پاكان مىتوانند به حقايق قرآن دست يابند .
هامش
( 1 ) . نساء ، 164 .
( 2 ) . « و از آسمان ، آبى پاك فرود آورديم » . فرقان ، 48 .
( 3 ) . « جز پاكشدگان بر آن دست ندارند » . واقعه ، 79 .