كرد و گفت : « پروردگارا ، من به واسطهء محمد و خاندان محمد به تو نزديكى مىجويم . پروردگارا ، من به واسطهء بزرگ خاندان ، على بن ابى طالب ، به تو نزديكى مىجويم » و اين جمله را آنقدر تكرار كرد تا بر زمين افتاد و از دنيا رفت . « 1 »
اصبغ بن نباته : اصبغ بن نباته از شيفتگان امام امير مؤمنان عليه السّلام است كه با همهء وجودش به حضرت عشق مىورزيد . در كتابهاى رجالى دربارهء او گفته شده است :
« هو فتن بعلي » ؛ يعنى : او غرق در عشق على بود .
او به اندازهاى شيفتهء حضرت على عليه السّلام بود كه علماى رجال اهل سنت دربارهء او مىگويند : « روايتهاى او دربارهء على قابل پذيرش نيست ، زيرا او عاشق على عليه السّلام بود » .
اكنون كه با شخصيت اين دو راوى بزرگ ( عكرمه و اصبغ بن نباته ) آشنا شديم ، پرسش اين است كه كدام عقل سالمى مىپذيرد كه اصبغ بن نباته از عكرمه چنين روايتى را نقل كرده باشد !
چگونه ممكن است اصبغ بن نباته - كه فريفتهء مولا امير مؤمنان است - مطلبى را بر خلاف نظر مولا و معشوق خود مطرح كند ؟ يا چگونه عكرمه - كه تربيت شدهء ابن عباس است و از شاگردان متخصص اوست - بر خلاف نظر ابن عباس روايت مىكند .
مولا امير مؤمنان عليه السّلام و ابن عباس دربارهء جريان حديث كساء روايت مىكنند كه اين جريان در حق پيامبر ، على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام بوده است .
مولا امير مؤمنان اينگونه روايت مىكند :
عن علّي قال : « جمعنا رسول اللّه في بيت أم سلمه أنا و فاطمة و حسنا و حسينا ثم دخل
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ، ص 290 و 291 ؛ بحار ، ج 36 ، ص 287 و 288 .