مقتضاى معناى آية ، بدون الف است . ونيز آيهء
« وَحَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ »
« 1 » چون بدون الف ثبت شده بود ، حمزه وكسائى وشعبه آن را « حرم » با كسر حاء مهمله خواندهاند « 2 » .
أبو جعفر وبصريّون :
« وَإِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً »
« 3 » در همين سوره وسورهء أعراف وطه را ، بدون الف « وعدنا » ( ماضي ثلاثي مجرد ) خواندهاند وديگران با الف . نافع
« فِي غَيابَتِ الْجُبِّ »
« 4 » را « في غيابات . . . » خوانده ، به گمان اين كه جمع است ، زيرا اين كلمه در مصحف بدين گونه رسم شده بود « غيبت الجب » . لذا هركس طبق اجتهاد خود آن را جمع يا مفرد خوانده ودلايل قرائت خود را مشروحا بيان داشته است « 5 » .
خلاصه ، اينگونه عوامل - كه به برخى اشاره شد « 6 » - موجب گرديد كه قرّاء بر سر رسيدن به قرائت ، با هم اختلاف كنند وهريك طبق اجتهاد خود ودلايلى كه در دست دارد ، قرائت خود را توجيه نمايد .
قرّاء سبعة وراويان آنها
به دلايلى كه ذكر شد قرائت قرآن بين قاريان در مواردى اختلافى بود وتعداد قاريان در طي ساليان متمادى افزايش مىيافت تا اين كه ابن مجاهد از ميان كليه قرائات ، هفت قرائت را برگزيد كه هر كدام دو راوي دارند :
1 . ابن عامر : عبد اللّه بن عامر يحصبى ( متوفاى 118 ) قارى شام ؛ دو راوي أو هشام بن عمّار ( 245 - 153 ) وابن ذكوان ( 242 - 173 ) هستند كه هرگز ابن عامر را درك نكردهاند .
2 . ابن كثير : عبد اللّه بن كثير دارمى ( متوفاى 120 ) قارى مكة ؛ دو راوي أو بزّى ( 250 - 170 ) وقنبل ( 295 - 191 ) هستند كه هرگز أو را درك نكردهاند .
هامش
( 1 ) أنبيا 21 : 95 .
( 2 ) شرح مورد الظمآن ؛ ص 126 .
( 3 ) بقره 2 : 51 .
( 4 ) يوسف 12 : 80 .
( 5 ) الكشف عن وجوه القراءات السبع ؛ ج 2 ، ص 5 .
( 6 ) عوامل مؤثّر در به وجود آمدن اختلاف در قرائات را تا بيش از هفت عامل عمده در « التمهيد ، ج 2 » يادآور شدهايم بدانجا رجوع شود .