پىنوشتها :
شرح
( 1 ) . براى آگاهى از پيشگويىهاى سيبولايى و بحث دربارهء آنها ر . ك :, " selcarO anillybiS eht " , retsehcnaL . O . C . H ; 2091 anillybiS alucarO eiD , nekcffeG . J . A ; 8291 sreeS dna slybiS , naveB . R . E ; 4291 ellybiS aL , iksnileiZ . T ; 8191 V - III skooB . 1591 negnugassieW ehcsenillybiS , ssefruK( 2 ) . كسى نمىداند نخستين سىبيل ايرانى دقيقا كى شروع به پيشگويى كرد و فقط حدس و گمان مىتوان زد شايد در اواخر دورهء هخامنشيان بوده باشد . سدهء چهارم از نظر سياسى قرن پرآشوبى بود همراه با مذاكره و دسيسهء فراوان ميان ساتراپهاى ايرانى و يونانيان . چون پيشگويىهاى سىبيل از وسايل مؤثر جهت پخش تبليغات سياسى شده بود ، چه بسا يكى از ساتراپها ، فردى ايرانى يا ايرانيانى را تشويق مىكند تا اينگونه اشعار را بسرايند و مشيت زئوس ايرانى را ابلاغ دارند . يعنى آنچه را كه ايرانيان مايل بودند روى دهد و نه آنچه يونانيان آرزو مىكردند اتفاق افتد . از آن پس پشتيبانى دولتى كه پنهانى اعمال شد و مرتبط با نام درخشان و خيرهكننده زرتشت بود بىشك زمينه را فراهم آورد تا انگارهء سىبيل ايرانى در ميان يونانيان و يونانى زبانان آسياى صغير رخنه كرده و صاحب نفوذ و اعتبار شود . ر . ك : پس از اسكندر گجسته ، ص 478
( 3 ) . ر . ك : آيين شهريارى در شرق ، ص 11 به بعد .
( 4 ) . ر . ك : همان ، ص 218 - 219 ، يادداشت 68 .
( 5 ) . آرس :serA، پسر زئوس و هرا ، از نسل دوازده خداى بزرگ اولمپ بهشمار رفته ، اما در آيين يونان ، آرس هرگز جايگاه مهمى نداشته است . وى ايزد جنگ روميان است كه او را با سيارهء مارس يا مريخ ( بهرام ) يكى مىدانند . آرس در اصل يك خداى تراكيايى بود .
براى آگاهى بيشتر ر . ك : فرهنگ اساطير يونان و رم ، ژوئل اسميت ، ترجمهء شهلا برادران خسروشاهى ، ص 13 - 14 ؛ دانشنامه اساطير يونان و روم ، ديكسون كندى ، ترجمهء رقيه بهزادى ، ص 28 - 30 .
( 6 ) . ر . ك : آيين شهريارى در شرق ، ص 48 ، يادداشت 17 . مردى كه در پيشگويى ذكر شده كه همهء آسيا را مسخر خويش مىسازد ، تنها در مورد اسكندر صادق است نه جانشينان او . آنتيوخوس بر جزيى از آسيا حكومت مىكرد ، همچنين از آنتيوخوس درختى بهجاى نماند كه داراى ده شاخه باشد ، يعنى از ذريه او ده تن شاه پديد نيامد درحالىكه جانشينان اسكندر ، كه سلوكيان باشند ، اگر از اسكندر تا آنتيوخوس چهارم بشماريم ، ده تن بودهاند . نيز ميان تصويرى كه در اين پيشگويى از اسكندر پرداخته شده ، با آنچه در كتاب پهلوى ارداويرافنامه كه از عهد ساسانى است ، آمده قرابت و شباهتى وجود دارد . در ارداويرافنامه ( قسمت اول ، 1 - 7 ) اسكندر به صورت مردى كينهتوز ، ويرانگر و خونريز مجسم گشته كه ايران را به باد غارت و تباهى مىگيرد ، و سرانجام خود نيز نابود مىگردد و رهسپار جهنم ( دوزخ ) مىشود ( آيين شهريارى در شرق ، ص 13 - 14 ) .
( 7 ) . ر . ك : همان ، ص 13 .
( 8 ) . ر . ك : پس از اسكندر گجسته ، ص 479 .
( 9 ) . ر . ك : همان ، ص 482 . ويدن گرن مىنويسد : « احتمالا مكاشفهء ايرانى را كه زبانزد بود ، تحت نام گشتاسب