به يونانى برگرداندهاند و يا آنكه با يارى روايات ايرانى ، مكاشفهاى يونانى تنظيم كردهاند . بعدها پدر كليسا ، لاكتانتيوس
) suitnatcaL (
، اين پيشگويىها را در نهادهاى الهى
) eaniviD senoitutitsnI (
آورده و ما تاكنون آنها را فقط از اثر لاكتانتيوس مىشناسيم » ( جهان معنوى ايرانى ، ص 203 ) .
شرح
( 10 ) . ر . ك : پس از اسكندر گجسته ، ص 482 .
( 11 ) . ما از طريق ژوستين) nitsuJ، ص 267 و پس از آن ) مورخ مىدانيم كه روايات شگفتانگيزى دربارهء تولد مهرداد نقل شده كه عظمت انسانى بيش از حد وى و شهريارى جهانى او را تجليل كرده است . در اينجا مىتوان نام سلسلهء مهرداد ( داده مهر ) را به عنوان نشانهء تشرف يافتن به كيش مهر دانست ( جهان معنوى ايرانى ، ص 203 ) .
( 12 ) . ر . ك : همان ، ص 203 .
( 13 ) . آيين شهريارى در شرق ، ص 40 .
( 14 ) .dnu txeT ( . f . 073 . . S , 8391 siraP , II , s ? esin ? elleh segam seL , tnomuC . F . zediB . J . ) noissuksiD ( 9291 , madretsmA , sepsatsyH sed lekaro eiD , hcsidniW . H ; ) ratnemmoK( 15 ) .retipuJ: در سرتاسر عهد باستان ژوپيتر بزرگترين ايزد و پادشاه زمين و آسمان باقى ماند . ژوپيتر در آغاز به عنوان ايزد عناصر ، زمان ، آذرخش ، تندر و نور پرستش مىشد و به همين مناسبت از لقبها و عنوانهاى بامسمّايى چون : فولميناتور ، فولگوراتور ، تونيتروآليس ، پلوويوس و تونانس برخوردار بود . ژوپيتر اندكاندك ايزدان كوچك محلى ايتاليا را جذب خود كرد و بدين ترتيب ويژگىهايش گسترش تازه و اشكال گوناگونى يافت . دولت روم كه دولتى به تمام متمركز بود ، به ايزدى نياز داشت كه در عرصهء مذهب ، يگانگىاش را پاس دارد و استوارى بخشد . از اينرو ژوپيتر به يك شخصيت سياسى ، پاسدار قوانين ، عهدنامهها ، پيمانها و پشتيبان رم در جنگها بدل شد .
فرهنگ اساطير يونان و رم ، همان ، ص 238 - 240
( 16 ) . آخرين نكته را خود لاكتانتيوس به مطلب افزوده است .
( 17 ) . ر . ك : جهان معنوى ايرانى ، همان ، ص 204 - 205 .
( 18 ) . دين ايران باستان ، دوشن گيمن ، ترجمهء رؤيا منجم ، ص 409 ؛ و :. 41 , 61 . 7 , . tsnI . tcaL( 19 ) . ر . ك : پس از اسكندر گجسته ، ص 483 ؛ و :. 4 , 12 . 7 , . tsnI . tcaL( 20 ) . ر . ك : همان ، ص 483 - 484 .. 2 , 81 . 7 , . tsnI . tcaL( 21 ) . ر . ك : همان ، ص 484 .
( 22 ) . ر . ك : دينهاى ايران ، ويدن گرن ، ترجمهء منوچهر فرهنگ ، ص 288 .
( 23 ) . همان ، ص 288 .
( 24 ) . براى آگاهى از متن كامل اين روايات ر . ك : بخشهاى « بهمن يشت » و « يادگار جاماسپى » در همين كتاب .
( 25 ) . پل چينودdawn ? i ? Cيا چينورrawn ? i ? Cبه معناى پل صراط - پلى است كه بايد همهء مردم ، پارسا و بدكار پس از مرگ از آن عبور كنند . در دينكرد ( كتاب نهم ، ص 809 ) و دادستان دينيگ ( پرسش 20 ) و بندهش