در شرق گزارشى آمده ، و به آسانى مىتوان در آن ردپاى يك روايت محضا ايرانى را تشخيص داد . بنا به روايت وقايعنامه مغهاى ايرانى همه ساله پس از درو علوفه
messem tsoP mairotarutirt
27 از كوه پيروزى
) silairotciV snoM (
بالا و بهجايى مىرفتهاند كه غارى آراسته به درختان و چشمه با زيبايى كمنظير در آنجا وجود داشته است . در آنجا مغها خود را مىشستند ، نماز مىگزاردند و به مدت سه روز خدا را با دعايى در سكوت
) oitnelis ni (
مى - ستودند . 28 آنان منتظر مىماندند تا ستارهء اقبال برآيد و بر كوه پيروزى قرار گيرد ، اما اين ستاره نشانهء تولد پادشاه جهان و بهبوددهندهء جهان بود كه در مكاشفهء ايرانى به عنوان « پادشاه بزرگ » معروف بود . 29
تولد منجى طبق اظهارنظرهاى گوناگون در ادبيات مسيحى كه آشكارا به روايت ايرانى بازمىگردد ، توسط شخص زرتشت پيشگويى شده است . او به سه شاگردش اعلام مىكند كه در آخرت ( پايان دوران ) ، پادشاه بزرگ از باكرهاىزاده خواهد شد :
« گوش فرا دهيد ، من راز شگفتانگيز شاه بزرگ را كه بايد به دنيا آيد ، براى شما افشا خواهم كرد . هنگامى كه زمانها به پايان برسند ، به هنگام آن از همپاشيدگى كه بايد به زمان پايان دهد ، كودكى تكوين خواهد يافت و در بطن باكرهاى ، بىآنكه مردى به او نزديك شده باشد ، كاملا شكل خواهد يافت » .
اين منجى بنا به روايات از خاندان زرتشت است و نشانهاش ستارهء درخشانى است كه در آسمان نمودار مىشود و در درخشش از خورشيد برتر است . 30
گزارش وقايع
) euqninorhc aL (
از اينجا آغاز مىشود كه رشتهء سخن را دربارهء عادات سنتى به مغها مىدهد :
و ما از پدرانمان قوانين و فرمانهايى دريافت داشتهايم . همچنين همهء رموز را آموختهايم و به پسرانمان آگاهى دادهايم :
« شايد در زمان حياتتان نور اين ستاره را ببينيد كه مىآيد ، چنانكه ما آن را دريافت كردهايم و از پدرانمان آموختهايم » .
ما از كوه پيروزى بالا رفتيم و هنگامى كه همگى هريك از شهرى گرد آمديم ، در پاى كوه در مكانى ، بيست و پنجم ماه و هر ماه با خلوص و پاكى به انتظار مانديم . در چشمهاى كه در پاى كوه قرار داشت غسل كرديم و اين چشمه ، « ( چشمه ) تطهير » نامگذارى شد . و در زير اين چشمه هفت درخت مىروييد : درخت زيتون ، كندهء تاك مو ، درخت مورد ، سرو ، درخت ليمو ، درخت سدر و كاج .